اصول
1: اصل ضرورت وجودی ریاست عامه دینی و سیاسی به مثابه لطف الهی برای سوق بشر به سوی طاعت و بازداشتن او از عصیان بر اساس قاعده کلامی لطف[1]
2: اصل تطبیق عینی فلسفه وجودی امام معصومG بر ولایت فقیه در عصر غیبت جهت حفظ نظام اطاعت و جلوگیری از سقوط جامعه در وادی معصیت[2]
3: اصل استقلال و انفکاکناپذیری امور دنیا از امور دین در تحقق کامل اطاعت الهی و لزوم تصدی گری ولیّ فقیه برای مدیریت تمامعیار این دو بعد[3]
4: اصل اولویت قطعیه حفظ کیان و استقلال امت اسلامی بر امور حسبیه جزئی در مکتب ولایت فقیه به عنوان عالیترین مصداق لطف الهی برای بقای دین[4]
5: اصل نقش آفرینی فقیه بصیر و آگاه به زمان و مکان در تبیین مصادیق جدید طاعت و شناسایی دشمنان دین برای پیشگیری از انحراف و معصیت اجتماعی[5]
[1]. این اصل بر مبنای قاعده کلامی «لطف» استوار است که وجود رهبری و امامت را امری ضروری برای نزدیک ساختن انسانها به اطاعت خداوند و دور نگه داشتن آنان از نافرمانی میداند. همانگونه که در نص متکلمان بزرگ شیعه آمده است، عدم وجود چنین ریاست عامهای باعث اختلال در نظام خلقت و گمراهی بشر میشود، زیرا طبیعت انسان نیازمند هدایتگر است تا مصالح دینی و دنیایی او را حفظ نماید.
[2]. در این نگاه، همان دلایل عقلی و کلامی که اثباتکننده ضرورت وجود امام معصومG برای هدایت بشر هستند، بدون هیچگونه تغییری در دوران غیبت بر «ولایت فقیه» منطبق میگردند. فقیه جامعالشرایط به عنوان نایب عام امامQ ، همان نقش بازدارنده از گناه و هدایتکننده به سوی طاعت را ایفا میکند و نبود چنین ولایتی به منزله رها کردن امت توسط ائمه اطهارA تلقی میشود.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.