چکیده
تحولات جدید منطقهای نشان میدهد که موازنه قدرت دیگر تنها بر پایه توان نظامی تعریف نمیشود، بلکه مجموعهای از ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، رسانهای و امنیتی در تعیین جایگاه بازیگران مؤثر است. تغییر موازنه در ائتلافهای منطقهای بر پایه استقلال سیاسی، منافع مشترک و افزایش همکاری میان بازیگران مستقل، زمینه حضور پررنگتر محور مقاومت در معادلات منطقهای را فراهم میسازد. محور مقاومت در این چارچوب، مجموعهای چندبعدی از ظرفیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی است که جایگاه آن فراتر از یک ساختار صرفاً نظامی مورد بررسی قرار میگیرد. انسجام درونی، قدرت روایتسازی، توان اقتصادی، دیپلماسی فعال و تعاملات راهبردی از عوامل مهم در افزایش اثرگذاری این جریان محسوب میشوند. در مقابل، فشارهای خارجی، محدودیتهای اقتصادی، رقابت رسانهای و پیچیدگی روابط میان بازیگران مختلف، از موانع پیشروی تغییر موازنه منطقهای به شمار میآیند. دستیابی به جایگاه پایدارتر نیازمند شناخت دقیق تحولات، تحلیل چندبعدی قدرت و توجه همزمان به ظرفیتهای داخلی و فرصتهای محیطی است. همکاریهای علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی میان بازیگران مستقل میتواند زمینه شکلگیری ساختارهای جدید تعامل منطقهای را فراهم کند. در نهایت، تغییر موازنه در ائتلافهای منطقهای زمانی امکان تحقق پایدار خواهد داشت که بر پایه انسجام، استقلال تصمیمگیری، قدرت نرم و حضور فعال در عرصههای مختلف قدرت استوار باشد.
واژگان کلیدی
محور مقاومت، موازنه قدرت منطقهای، ائتلافهای منطقهای، استقلال سیاسی، همکاری راهبردی، قدرت نرم، دیپلماسی منطقهای، انسجام ائتلافی، ظرفیتهای بومی، نظم منطقهای جدید
اصول
1: اصل تحول در ماهیت موازنه قدرت منطقهای و گسترش مفهوم قدرت فراتر از توان نظامی به سوی مجموعهای از ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی در تعیین جایگاه بازیگران مستقل[1]
2: اصل شکلگیری ائتلافهای منطقهای مبتنی بر استقلال سیاسی، منافع مشترک و اراده درونی بازیگران در برابر ساختارهای وابسته به قدرتهای فرامنطقهای[2]
3: اصل جایگاه چندبعدی محور مقاومت به عنوان مجموعهای از جریانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فراتر از یک چارچوب صرفاً نظامی در معادلات قدرت منطقهای[3]

























نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.