چکیده
نهادهای بینالمللی زمانی قادر به ایفای نقش تنظیمگر خود هستند که تصمیمهای آنها بر مبنای معیارهای حقوقی و فارغ از ملاحظات سیاسی و امنیتی اتخاذ شود. هرچه نفوذ منافع دولتهای اثرگذار بر فرآیندهای نهادی پررنگتر شود، اعتبار قواعد مشترک، قابلیت اجرای تصمیمهای جمعی و پیشبینیپذیری نظم بینالمللی با فرسایش بیشتری روبهرو میشود. استمرار این وضعیت، فاصله میان اهداف تأسیسی نهادها و عملکرد عملی آنها را عمیقتر کرده و کارآمدی سازوکارهای موجود در مدیریت بحرانها و حل اختلافات را محدود میسازد. در چنین شرایطی، بازنگری بنیادین در ساختارها، شیوههای تصمیمگیری و معیارهای پاسخگویی به یک ضرورت راهبردی تبدیل میشود و در صورت استمرار ناکارآمدی، بازتعریف نحوه تعامل یا حتی خروج از چارچوبهای فاقد اثربخشی نیز میتواند بهعنوان یکی از گزینههای قابل بررسی مطرح شود. نتیجه چنین رویکردی، حفظ ثبات حقوقی، صیانت از نقش تنظیمگرانه نهادها و جلوگیری از فرسایش تدریجی اعتبار نظام حقوق بینالملل خواهد بود.
واژگان کلیدی
نهادهای بینالمللی، کارکرد تنظیمگرانه، فشارهای سیاسی، ملاحظات امنیتی، مشروعیت نهادی، اصلاح ساختاری، خروج نهادی، تصمیمگیری جمعی، حقوق بینالملل، حکمرانی جهانی
اصول
- اصل پاسداری از استقلال تصمیمگیری نهادهای بینالمللی در برابر ملاحظات سیاسی مقطعی و موازنههای متغیر قدرت[1]
- اصل اولویت معیارهای حقوقی مشترک بر برداشتهای مصلحتمحور هنگام رسیدگی به اختلافها و بحرانهای بینالمللی[2]
- اصل تفکیک کامل جایگاه تنظیمگری نهادهای بینالمللی از رقابتهای سیاسی بازیگران اثرگذار در محیط جهانی[3]









نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.