اصول
1: اصل نقش اسناد استعماری در تولید مسیرهای تاریخی بلندمدت و بازآرایی مداوم جهتگیریهای ژئوپلیتیکی در مناطق راهبردی و منازعهخیز جهان[1]
2: اصل پیوستگی میان تصمیمات سیاسی مقطعی قدرتهای جهانی و شکلگیری ساختارهای پایدار و بازتولیدشونده در نظم منطقهای و نظام بینالملل[2]
3: اصل تأثیرگذاری سیاستهای فرامنطقهای بر بازتعریف همزمان جغرافیای سیاسی، هویتهای جمعی، مرزهای اجتماعی و موازنههای امنیتی در خاورمیانه معاصر[3]
4: اصل ارتباط میان تصمیمات دیپلماتیک دوران جنگهای جهانی و شکلگیری بنیانهای حقوقی، سیاسی و نهادی نظمهای پساجنگی در نظام بینالملل[4]
5: اصل نقش وعدههای سیاسی و دیپلماتیک در ایجاد شبکههای پیچیده انتظارات جمعی و جهتدهی به کنشهای سیاسی، اجتماعی و میدانی در سطح منطقهای[5]
[1] . اسناد استعماری در بسیاری از موارد از سطح یک توافق اداری یا اعلامیه سیاسی محدود فراتر رفته و در صورت اتصال به سازوکارهای قدرت و نهادهای اجرایی بینالمللی، به یکی از عوامل بنیادین در شکلدهی مسیرهای تاریخی بلندمدت تبدیل میشوند؛ بهگونهای که میتوانند جهتگیریهای ژئوپلیتیکی مناطق راهبردی و منازعهخیز را در دورههای زمانی طولانی بازآرایی کرده و الگوهای پایدار تعارض و تعامل را تثبیت نمایند.
[2] . برخی تصمیمات سیاسی که در شرایط خاص تاریخی، بهویژه در دوران جنگها، بحرانهای جهانی یا رقابت قدرتهای بزرگ اتخاذ میشوند، در صورت تثبیت حقوقی و نهادینهشدن در ساختار بینالملل، میتوانند از سطح اقدامات مقطعی عبور کرده و به عناصر پایدار، بازتولیدشونده و اثرگذار در نظم منطقهای و جهانی تبدیل شوند و پیامدهای آنها در قالب ساختارهای سیاسی و امنیتی ماندگار استمرار یابد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.