چکیده
این نوشتار بر اصالت اصالت جامع جمیع اندکاکی مراتب مافوق انسان بودن بدن انسان تأکید دارد و انسان را دارای شخصیت واحد، منسجم و تجزیهناپذیر معرفی میکند که همه شئون ادراکی، ارادی، اخلاقی و رفتاری او در پرتو اتحاد وجودی روح و بدن تحقق مییابد. بدن در این چارچوب مرتبه نازله حقیقت انسانی تلقی شده و تمامی کارکردهای آن در نسبت با اشراف و تدبیر روح معنا پیدا میکند. این دیدگاه با تمایز میان اتحاد وجودی و ترکیبهای انضمامی و اعتباری، بر یگانگی واقعی ساختار انسان تأکید میورزد. بر این اساس، تمامی افعال، حالات نفسانی و مسئولیتهای انسان به یک شخصیت واحد بازمیگردد و هیچ دوگانگی هویتی در تحلیل حقیقت انسان پذیرفته نمیشود. این نظریه آثار مهمی در تبیین مسئولیت اخلاقی، اختیار، پاداش و کیفر و نیز استمرار هویت شخصی در طول حیات و پس از مرگ دارد. همچنین نقش مهمی در تحلیل فرآیندهای ادراکی، ارادی و رفتاری انسان در قالب یک نظام هماهنگ ایفا میکند. از سوی دیگر، این مبنا ظرفیت بالایی برای طراحی نظام تربیتی جامع مبتنی بر رشد هماهنگ ابعاد جسمانی، عقلانی و معنوی انسان فراهم میسازد. در عین حال، توسعه مبانی استدلالی، بررسی تطبیقی با دیدگاههای دیگر و تبیین دقیقتر سازوکار اتحاد روح و بدن از مهمترین محورهای تکمیل این نظریه به شمار میرود. همچنین این رویکرد قابلیت گسترش در حوزههای معاصر مانند فلسفه ذهن، علوم شناختی و مسائل هویت شخصی را داراست.
واژگان کلیدی
وحدت هویتی انسان، اتحاد روح و بدن، شخصیت واحد، تجرد نفس، مراتب وجود، مسئولیت اخلاقی، هویت شخصی، فلسفه نفس، انسانشناسی اسلامی، فلسفه ذهن
اصول
1: اصل برخورداری حقیقت انسان از هویت واحد، منسجم و تجزیهناپذیر در پرتو اتحاد وجودی روح و بدن و تجلی تمامی شئون وجودی، ادراکی، ارادی و رفتاری در قالب شخصیت یگانه انسانی[1]
2: اصل قرار گرفتن بدن در جایگاه مرتبه نازله حقیقت انسانی و وابستگی تمامی کمالات، آثار و کارکردهای آن به اشراف، تدبیر و حضور روح در ساختار وجود انسان[2]
3: اصل تمایز بنیادین اتحاد وجودی روح و بدن از تمامی گونههای ترکیبهای انضمامی، عرضی و اعتباری مبتنی بر استقلال واقعی اجزا از یکدیگر[3]






























نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.