«أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». پناه میبرم به خداوند متعال از شرّ شیطان راندهشده. به نام خداوند بخشنده و مهربان. ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و درود و سلام خداوند بر سرور ما، حضرت محمّد و خاندان پاک و مطهر ایشان باد. پروردگارا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و فرج حضرت بقیةالله را تعجیل فرما و دشمنان ایشان را از اکنون تا روز قیامت لعنت نما.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۹/۲۲
۱۰,۰۰۰ تومان
خطبه ۳ شقشقیه: أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ [ابْنُ أَبِی قُحَافَهَ] وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى، یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ وَ لَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْرُ، فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَیْتُ عَنْهَا کَشْحاً وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِی بَیْنَ أَنْ أَصُولَ بِیَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْیَهٍ عَمْیَاءَ، یَهْرَمُ فِیهَا الْکَبِیرُ وَ یَشِیبُ فِیهَا الصَّغِیرُ وَ یَکْدَحُ فِیهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى یَلْقَى رَبَّهُ، فَرَأَیْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا، أَرَى تُرَاثِی نَهْباً.
(معروف به خطبه شقشقیّه که درد دلهاى امام از ماجراى سقیفه و غصب خلافت در این خطبه مطرح است)[۱]
۱: شکوه از ابابکر و غصب خلافت
آگاه باشید به خدا سوگند ابابکر، جامه خلافت را بر تن کرد، در حالى که مىدانست جایگاه من نسبت به حکومت اسلامى، چون محور آسیاب است به آسیاب که دور آن حرکت مىکند. او مىدانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جارى است، و مرغان دور پرواز اندیشهها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز کرد.
پس من رداى خلافت رها کرده و دامن جمع نموده، از آن کنارهگیرى کردم و در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پاخیزم یا در این محیط خفقانزا و تاریکى که به وجود آوردند، صبر پیشه سازم که پیران را فرسوده، جوانان را پیر، و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه مىدارد.
پس از ارزیابى درست، صبر و بردبارى را خردمندانهتر دیدم. پس صبر کردم در حالى که گویا خار در چشم و استخوان در گلوى من مانده بود. و با دیدگان خود مىنگریستم که میراث مرا به غارت مىبرند.
* * *
تحلیل تاریخی و روایی وقایع پس از رحلت پیامبر اکرم
۱: مقدمه و استعانت از پروردگار
«أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». پناه میبرم به خداوند متعال از شرّ شیطان راندهشده. به نام خداوند بخشنده و مهربان. ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و درود و سلام خداوند بر سرور ما، حضرت محمّد و خاندان پاک و مطهر ایشان باد. پروردگارا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و فرج حضرت بقیهالله را تعجیل فرما و دشمنان ایشان را از اکنون تا روز قیامت لعنت نما.
۲: تبیین جایگاه خلافت در کلام امیرالمؤمنین: تحلیل خطبه شقشقیه
حضرت امیرالمؤمنین، علی در سومین خطبه از نهجالبلاغه، مشهور به «خطبه شقشقیه»، تحلیلی عمیق از وضعیت خلافت ارائه میفرمایند. ایشان با سوگند به نام جلاله بیان میدارند: «أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ» (یا در تعبیری دیگر: «ابن ابیقحافه»)؛ به این معنا که آن شخص (ابوبکر)، ردای خلافت را در حالی بر تن کرد که خود عالماً و عامداً میدانست حقی در آن ندارد.
حضرت در تشریح جایگاه محوری خود نسبت به حکومت اسلامی میفرمایند: «وَ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى»؛ «او میدانست که نسبت من به خلافت، همچون نسبت محور به سنگ آسیاب است که بدون آن، گردش امور ممکن نیست».
امیرالمؤمنین در توصیف مراتب علمی و معنوی خویش از دو استعاره بهره میجویند:
الف: «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْلُ»؛ علوم و معارف الهی همچون سیلی خروشان از وجود من سرازیر میشود.
ب: «وَ لَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْرُ»؛ هیچ پرندهای [در اوج پرواز اندیشه] توانایی رسیدن به قله رفیع جایگاه مرا ندارد.
با این وجود، آن شخص جایگاه حضرت را غصب نمود. امام میفرمایند که در مواجهه با این شرایط، چارهای جز صبر ندیدند؛ صبری دشوار که حضرت آن را به وجود «خار در چشم» و «استخوان در گلو» تشبیه فرمودند، در حالی که شاهد بودند میراث ایشان به تاراج میرود.
۳: واکاوی تناقضات رفتاری خلیفه اوّل و پیمان تقسیم قدرت
حضرت علی در ادامه خطبه، شگفتی خویش را از تناقض آشکار در رفتار خلیفه اوّل ابراز میدارند («فَیَا عَجَباً»). استدلال حضرت بدینشرح است:
آن شخص در زمان حیاتش مکرراً درخواست اقاله و کنارهگیری میکرد و میگفت: «من بهترینِ شما نیستم و فردی مانند شما هستم. اکنون که خلافت بر گردن من نهاده شده، اگر راه درست را پیمودم مرا پیروی کنید و اگر منحرف شدم اطاعت نکنید. من شیطانی دارم که مرا فریب میدهد؛ پس اگر خشمگین شدم به من نزدیک نشوید. بیایید و این خلافت را از من بگیرید» (عَقِیلُونِی عَقِیلُونِی).
اما …
[۱]. ابن خشّاب مى گوید: به خدا قسم این خطبه را در کتابهایى مطالعه کردم که ۲۰۰ سال قبل از تولّد سیّد رضى قدّس سرّه نوشته شده بود. (شرح ابن ابىالحدید، ج۱، ص۲۰۶؛ الغدیر، ج۷، ص۸۲)



















نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.