چکیده
با کمرنگ شدن تدریجی تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی در منازعات جدید، الگوهای تصمیمگیری در حوزه امنیت و حقوق بینالملل با دگرگونیهای عمیقی روبهرو شدهاند. استمرار این روند، زمینه عادیسازی کاربرد خشونت در محیطهای غیررزمی را فراهم میسازد و اعتبار معیارهای اخلاقی و حقوقی حاکم بر مخاصمات را با فرسایش تدریجی مواجه میکند. مواجهه مؤثر با چنین وضعیتی مستلزم رویکردی است که همزمان ابعاد حقوقی، انسانی، امنیتی و راهبردی را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار دهد و از تقلیل مسئله به ملاحظات صرفاً نظامی پرهیز کند. حفظ مرزهای هنجاری در انتخاب اهداف، علاوه بر صیانت از جان غیرنظامیان، از شکلگیری رویههایی که به مشروعیتبخشی تدریجی خشونت منجر میشوند نیز جلوگیری میکند. همچنین ارتقای سازوکارهای ارزیابی، نظارت، پاسخگویی و پیشگیری، بستر مناسبی برای کنترل آثار بلندمدت این روند فراهم میآورد. در چنین چارچوبی، رعایت ملاحظات اخلاقی نه یک محدودیت عملیاتی، بلکه بخشی از پایداری نظم امنیتی و حقوقی تلقی میشود و از تبدیل استثناهای مقطعی به الگوهای پایدار در منازعات آینده جلوگیری میکند.
واژگان کلیدی
خشونت هدفمند، اهداف غیرنظامی، اخلاق جنگ، حقوق بشردوستانه، هنجارهای حقوقی، مشروعیت جنگ، بازدارندگی هنجاری، امنیت انسانی، حمایت غیرنظامیان، مخاصمات نوین
اصول
- اصل حفظ تفکیک پایدار میان قلمرو نظامی و حوزههای غیرنظامی بهعنوان مبنای مشروعیت رفتار در جنگهای نوین[1]
- اصل تقدم ملاحظات انسانی بر تفسیرهای موسع امنیتی هنگام انتخاب شیوههای اعمال قدرت در منازعات پیچیده[2]
- اصل جلوگیری از تبدیل استثناهای امنیتی به رویههای رایج در الگوی تصمیمگیری درباره کاربرد خشونت هدفمند[3]








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.