اصالت عشق به مثابه نیروی محرک در ساختار هستی و سیر وجودی انسان

۳,۰۰۰ تومان

اصول

  • اصل پیوستگی عشق با جوهر هستی و منطق خلقت انسان[1]
  • اصل تقدم فقر وجودی بر ظهور معنا در ساحت فنا[2]

اصول

  • اصل پیوستگی عشق با جوهر هستی و منطق خلقت انسان[1]
  • اصل تقدم فقر وجودی بر ظهور معنا در ساحت فنا[2]
  • اصل لیلی‌وارگی به عنوان صورت مثالی سلوک در مدار قرب[3]
  • اصل تماشا به عنوان غایت هستی‌شناختی در خلوت مطلق[4]
  • اصل دم الهی به عنوان محرک هستی و منشأ هویت عاشقانه[5]

[1]. عشق در جایگاه نیروی بنیادین هستی، نه صرفاً یک احساس بلکه ساختاردهنده‌ی وجود است. در فرآیند خلقت، پیوند میان خاک و دم الهی، عشق را به عنوان عنصر زاینده‌ی معنا در طینت انسان تثبیت می‌کند. این پیوستگی، انسان را از یک موجود طبیعی به حامل معنا و قابلیت قرب تبدیل می‌سازد.

[2]. فقر در این ساختار، نه به معنای فقدان مادی بلکه به عنوان تهی‌شدگی از خود و تعلقات، شرط لازم برای عبور از مرزهای کثرت و ورود به ساحت وحدت است. معنا در این فضا نه از طریق افزودن، بلکه از طریق کاستن و فنا حاصل می‌شود. فقر، زمینه‌ی تماشا و حضور ناب در برابر حقیقت است.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اصالت عشق به مثابه نیروی محرک در ساختار هستی و سیر وجودی انسان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا