چکیده
مسئله اصلی بر چگونگی شکلگیری تصمیمگیری راهبردی در شرایط بیاعتمادی ساختاری و محدودیت تضمینهای بیرونی متمرکز است. در این چارچوب، منطق کنش سیاسی بر پایه کاهش وابستگی به تعهدات غیرقابل اتکا و افزایش اتکای نسبی به تنظیم درونی رفتارهای دیپلماتیک صورتبندی میشود. همچنین نقش بازدارندگی فعال و انسجام داخلی بهعنوان عناصر تنظیمکننده رفتار طرف مقابل مورد توجه قرار میگیرد. تحلیل نشان میدهد که توازن در سیاست خارجی زمانی پایدارتر میشود که هزینه رفتارهای خصمانه برای طرف مقابل افزایش یابد. در نهایت، بازتعریف الگوی تعامل خارجی بهعنوان ضرورتی راهبردی برای مدیریت محیط بیثبات بینالمللی مطرح میشود.
واژگان کلیدی
منافع ملی، بازتنظیم تعامل، امتیازدهی یکجانبه، بیاعتمادی ساختاری، تضمینهای بیرونی، بازدارندگی فعال، انسجام داخلی، سیاست خارجی، رفتار خصمانه، نظام بینالملل
اصول
- اصل تقدم ارزیابی سابقه رفتاری بازیگران خارجی بر خوشبینی سیاسی در تنظیم مسیرهای تعامل و تصمیمگیری راهبردی بلندمدت[1]
- اصل پیوند میان حفاظت از منافع ملی و پرهیز از پذیرش تعهدات نامتوازن در فرآیندهای پیچیده سیاسی و بینالمللی[2]
- اصل ضرورت بازشناسی مرز میان تعامل سازنده و سازوکارهای تدریجی تحمیل خواستههای نامتعارف در مناسبات خارجی[3]







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.