اصالت تحلیل فلسفی الزام قواعد حقوقی با تأکید بر وجدان و فطرت انسانی در پیدایش حقوق فردی

۸,۰۰۰ تومان

اصول

1: اصل گستردگی معنایی واژه «حقوق» و گسترۀ کاربرد آن در نظام حقوقی و حوزۀ امتیازات انسانی[1]

۲: اصل تمایز خاستگاه‌های قواعد حقوقی در قلمرو قانون‌گذاری و قلمرو فطرت انسانی[2]

اصول

۱: اصل گستردگی معنایی واژه «حقوق» و گسترۀ کاربرد آن در نظام حقوقی و حوزۀ امتیازات انسانی[۱]

۲: اصل تمایز خاستگاه‌های قواعد حقوقی در قلمرو قانون‌گذاری و قلمرو فطرت انسانی[۲]

۳: اصل حق‌مندی انسان به عنوان موجود برخوردار از کرامت و جایگاه وجودی ویژه[۳]

۴: اصل تعریف‌کنندگی ویژگی «الزام» برای شناسایی ماهیت حقیقی قاعده حقوقی[۴]

۵: اصل تفاوت سازوکارهای الزام اخلاقی و الزام حقوقی به عنوان دو حوزه مستقل از هم[۵]

[۱] . حکمای حقوق واژه «حقوق» را حامل دو لایه معنایی می‌دانند: نخست، حوزۀ قواعد رسمی که روابط اجتماعی را سامان‌دهی می‌کند؛ دوم، حوزه امتیازات، آزادی‌ها و اختیاراتی که انسان به سبب جایگاه وجودی و اجتماعی خویش داراست. تبیین این گستره، بنیاد بسیاری از مباحث فلسفه حقوق را شکل می‌دهد.

[۲] . قواعد حقوقی می‌توانند از مسیر اراده قانون‌گذار ایجاد شوند یا از سرچشمه فطرت و طبیعت انسانی سرچشمه گیرند. قوانین وضعی حاصل قدرت سیاسی‌اند، در حالی که حقوق فطری بر بنیان عقل، روح انسانی و حقیقت وجودی انسان شکل می‌گیرند. این دو خاستگاه، دو نوع فلسفه حقوق را پدید آورده‌اند.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اصالت تحلیل فلسفی الزام قواعد حقوقی با تأکید بر وجدان و فطرت انسانی در پیدایش حقوق فردی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا