حکمت ۸۳: وَ قَالَ (علیه السلام) لِرَجُلٍ أَفْرَطَ فِی الثَّنَاءِ عَلَیْهِ وَ کَانَ لَهُ مُتَّهِماً.
و درود خدا بر او، فرمود: (به شخصى که در ستایش امام افراط کرد، و آنچه در دل داشت نگفت) من کمتر از آنم که بر زبان آوردى، و برتر از آنم که در دل دارى. «أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ، وَ فَوْقَ مَا فِی نَفْسِکَ».
بازخوانی واقعه هجوم به حضرت فاطمه زهرا
بخش نخست: تحلیل حکمت هشتادوسوّم نهجالبلاغه
در حکمت هشتادوسوّم از مجموعه حکمتهای نهجالبلاغه، حضرت امیرالمؤمنین بیانی دارند که در نگاه نخست، ممکن است پرسشبرانگیز به نظر آید، اما با تأمل و دقت، ابهام آن مرتفع میشود.
۱: طرح موضوع: کلام متناقضنمای امیرالمؤمنین در مقابله با ثناگو
روایت شده است شخصی در حضور امیرالمؤمنین به مدح و ثناگویی اغراقآمیز پرداخت، در حالی بود که از دوستداران واقعی آنها نیست. («وَ قَالَ لِرَجُلٍ أَفْرَطَ فِی الثَّنَاءِ عَلَیْهِ وَ کَانَ لَهُ مُتَّهِماً»).
حضرت در پاسخ به او فرمودند: «أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا فِی نَفْسِک». یعنی «من فروتر از آنم که تو میگویی و فراتر از آنم که در ذهن خود میکنی». این بیان در نگاه نخست، متناقضنما و پرسشبرانگیز است؛ چگونه ممکن است شخص سخنی بگوید که امام خود را هم فروتر از آن کلام و هم فراتر از تصور گوینده بدانند؟
۲: تفاسیر اولیه از کلام حضرت
با رجوع به بیانات خود حضرت و تفاسیر شارحان، چند وجهی برای این کلام مطرح شده است:
تملق و عدم صداقت گوینده: مفسران معتقدند که آن شخص، به این دلیل که دوستداران واقعی حضرت نبوده، از روی تملق سخن میگفتند و به آنچه بر زبان میآورد، باور قلبی وجود ندارد. امیرالمؤمنین نیز که از ثناگویی در حضور نهی فرمودهاند، به این عدم صداقت او آگاه بود.
نفی غلوّ و بررسی شأن واقعی: ممکن است آن فرد در مدح خود، مقام امامت را تا حدّ نبوت یا فراتر از آن بالا برده باشد. از اینرو، حضرت با عبارت «أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ» این غلو را نفی کردهاند. اما با عبارت «وَ فَوْقَ مَا فِی نَفْسِک» به نیت پنهان اشاره کردهاند که گمان میکرد با این ثناگویی، رضایت را جلب خواهد کرد. با این کلام، حضرت میکنند که شأن ایشان را فراتر میگذارند که از تملق و غلوّ خشنود گردند.
۳: تحلیل تکمیلی: توطئهای سیاسی ـ عقدتی
تحلیل عمیقتر این واقعه، از وجود یک توطئه سیاسی ـ عقیدتی پرده برمیدارد:
مقایسه با سیره خلفای پیشین: خلفای اوّل و دوّم، خود را در عرض پیامبر اکرم و صاحب اجتهاد مستقل معرفی میکردند. به عنوان مثال، عمر بن خطاب در مواردی مانند نماز تراویح، اجتهاد خود را در مقابل سنت نبوی قرار میداد.
تلاش برای استقلالبخشی به امیرالمؤمنین: آن فرد، عامدانه یا از روی فریبکاری، تلاش داشت تا امیرالمؤمنین را به عنوان ذاتی مستقل از خداوند یا در عرض پیامبر معرفی کند. این اقدام، توطئهای برای خدادار کردن جایگاه توحید و نبوت بود.
مقاومت شدید امیرالمؤمنین: حضرت همیشه در برابر دو انحراف به مقاومت میکردند:
۱: چه کسی آنها را در مقام ربوبیت قرار دهد.
۲: آنجا که جایگاه ایشان، همعرض یا فراتر از پیامبر گرامی اسلام باشد.
سیره رهبران الهی: سیره دائمی أهلالبیت و رهبران الهی، جایگاه رهبر اصلی و پیشین است. همیشه خود را در ذیل مقام نبوت تعریف میکردند، همانگونه بودند که رهبر انقلاب همیشه به جایگاه امام راحل استناد میکردند.
۴: سایر وجوه تفسیری
وجوه دیگری نیز برای این حکمت قابل تصور است:
تشریح مقام امام: این کلام میتواند به این حقیقت اشاره کند که مقام امیرالمؤمنین در بینهایت است (وَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ). همانطور که درک میکنم و اوج مقام آنها ممکن نیست، آنها و فروترین مرتبهها را هم از انسان خارج میدانند. هر توصیفی، ناقص و ناکافی خواهد بود.
تحقیر مخاطب منافق: این بیان میتواند نوعی توبیخ و تحقیر آن فرد باشد، به این معناست که: «تو در حدّی نیستی که میتوانی مرا ثنا گویی». نه آنچه در شأن من بود و نه آنچه میتوانم تصور کنم، به مقام من نزدیک است.»
ترکیب تواضع و نفی نفاق: بخش اوّل («من فروتر از آنم») میتواند از تواضع و شکستهنفسی حضرت باشد (فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ). بخش دوّم («فراتر از تصور تو») میتوان به نفاق آن شخص و مقام حقیقی امام اشاره کرد که از آن خارج است.
* * *
بخش دوّم: بازخوانی واقعه هجوم به حضرت فاطمه زهرا
این واقعه، بر اساس کتاب «الهجم علی بیت فاطمه» و سایر قرائن، با جزئیات و تحلیلهای دقیقتری قابل بررسی است.
۱: مقدمات و مراحل اولیه هجوم
مالکیت خانه: خانه مورد نظر، متعلق به حضرت فاطمه زهرا بود و …
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.