اصول
1: اصل فراتر بودن مفهوم حکمرانی دینی از فروکاست آن به فرایند دولتسازی، حکومتکردن و اعمال صرف اقتدار رسمی سیاسی[1]
2: اصل تحقق نظم اجتماعی در حکمرانی دینی بر پایه حضور توأمان دولت، جامعه و نهادهای اجتماعی در چارچوب باورهای دینی مشترک[2]
۹,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل فراتر بودن مفهوم حکمرانی دینی از فروکاست آن به فرایند دولتسازی، حکومتکردن و اعمال صرف اقتدار رسمی سیاسی[۱]
۲: اصل تحقق نظم اجتماعی در حکمرانی دینی بر پایه حضور توأمان دولت، جامعه و نهادهای اجتماعی در چارچوب باورهای دینی مشترک[۲]
۳: اصل وابستگی تعریف، تشخیص و برجستهشدن مسائل اجتماعی در حکمرانی دینی به منظومه ارزشها و باورهای حاکم بر جامعه[۳]
۴: اصل اثرگذاری بنیادین دگرگونیهای ارزشی جامعه بر صورتبندی ساختارها، جهتگیریها و محتوای حکمرانی دینی[۴]
۵: اصل فراتر رفتن فهم پدیدههای اجتماعی در حکمرانی دینی از تحلیلهای محدود فنی، اداری و صرفاً مدیریتی[۵]
[۱] . حکمرانی دینی به معنای محدود اداره کشور از طریق ساختارهای رسمی دولت یا ابزارهای قدرت سیاسی نیست، بلکه ناظر به شیوهای جامع از سامانیابی حیات جمعی است که علاوه بر سیاست، حوزههای فرهنگ، اخلاق، اجتماع و معنا را نیز در بر میگیرد و به نظم کلی زندگی اجتماعی جهت میدهد.
[۲] . در حکمرانی دینی، نظم عمومی تنها محصول تصمیمهای حکومتی نیست، بلکه برآمده از حضور همزمان دولت، مردم و نهادهای اجتماعی است که همگی در بستر یک منظومه اعتقادی و ارزشی مشترک نقش ایفا میکنند.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.