چکیده
اصالت حاضر با تمرکز بر «خلاف اصل بودن جواز آتشبس به جهت حاکم بودن جهاد در نظام حقوقی و فقهی مکتب ولایت الهی» به تبیین جایگاه استثنایی آتشبس در چارچوب مبانی فقهی، حقوقی و مدیریتی جنگ میپردازد. در این رویکرد، جهاد بهعنوان حکم پایه و منطق حاکم بر وضعیت تقابل نظامی، مبنای اولیه ارزیابی مشروعیت تصمیمات جنگی تلقی شده و آتشبس نه بهعنوان اصل مستقل، بلکه بهعنوان تصمیمی محدود، مشروط و مبتنی بر ضرورت و مصلحت ضابطهمند مورد توجه قرار میگیرد. بر این اساس، مشروعیت آتشبس وابسته به تشخیص شرایط واقعی میدان، ارزیابی پیامدهای راهبردی، حفظ اقتدار و صیانت از منافع عمومی جامعه اسلامی است و ماهیت آن به معنای خروج از وضعیت جنگی یا پایان اهداف راهبردی تلقی نمیشود. این پژوهش با تأکید بر جایگاه ولایت امر در تصمیمگیریهای کلان جنگی، آتشبس را در چارچوب تدبیر حکومتی و مدیریت مصالح عمومی بررسی کرده و بر ضرورت تمرکز تصمیمگیری در امور راهبردی برای حفظ انسجام حقوقی و عملیاتی تأکید دارد. چنین نگاهی ضمن تقویت پیوند میان فقه حکومتی و مدیریت نوین جنگ، امکان بازخوانی مبانی فقه جنگ در مواجهه با تحول ابزارهای نظامی و تغییر ماهیت نبردهای معاصر را فراهم میسازد و موجب تمایزگذاری میان آتشبس، صلح دائمی، عقبنشینی تاکتیکی و سازش نابرابر میشود. در مقابل، حاکمیت اصل جهاد و استثنایی بودن جواز آتشبس میتواند پیچیدگی تشخیص شرایط توقف درگیری، دشواری تعیین معیارهای مصلحت حکومتی، محدودیت انعطاف مدیریتی در بحرانها و چالش هماهنگی میان تصمیم ولایی و ظرفیتهای کارشناسی را افزایش دهد. همچنین فاصله میان چارچوبهای سنتی فقه جنگ و واقعیتهای فناورانه نبردهای جدید، احتمال اختلاف برداشت درباره مفهوم مصلحت، دشواری حفظ تعادل میان پایبندی به تعهدات آتشبس و واکنش در برابر نقض آن و مدیریت افکار عمومی درباره ماهیت این تصمیم، از مهمترین چالشهای پیشروی این حوزه محسوب میشود. بر این مبنا، تدوین چارچوب جامع تشخیص ضرورت آتشبس، ایجاد نظام ارزیابی مصلحتمحور برای سنجش مشروعیت و پیامدهای آن، تقویت سازوکار تصمیمگیری ولایی، بازنگری علمی در احکام فقهی جنگ متناسب با تحولات جدید، طراحی سازوکار حفظ عزت و اقتدار در توافقات آتشبس، توسعه نظام تحلیل راهبردی برای تفکیک مفهومی آتشبس از صلح و عقبنشینی، پایش رفتار دشمن، ارتقای ظرفیتهای تبیینی و ایجاد پیوند میان اصول جهاد، الزامات حقوقی و واقعیتهای سیاسی و نظامی، میتواند زمینه مدیریت هوشمندانه آتشبس را در چارچوب مبانی فقهی و راهبردی فراهم سازد.
واژگان کلیدی
خلاف اصل بودن جواز آتشبس، جهاد، مصلحت حکومتی، ولایت امر، نظام حقوقی و فقی، مکتب ولایت الهی.
اصول
۱: اصل تقدم جایگاه جهاد بهعنوان حکم پایه نظام فقهی و حقوقی ولایت الهی بر جواز محدود و استثنایی آتشبس در شرایط جنگی[1]
۲: اصل خلاف اصل بودن جواز آتشبس در پرتو حاکمیت منطق جهاد و وابستگی مشروعیت توقف جنگ به ضرورت و مصلحت ضابطهمند[2]
۳: اصل ماهیت حقوقی و فقهی آتشبس بهعنوان تصمیم حکومتی محدود در چارچوب ولایت امر و تدبیر مصالح عمومی جامعه اسلامی[3]







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.