اولین فراز، گزاره «العجزُ آفةٌ» است؛ بدینمعنی که عجز و بیان ناتوانی، یک آفت میشود. اگر فردی در انجام امور، فعالیتهای جمعی یا شئون شخصی، خود را به ناتوانی بزند و از تلاش باز ایستد، به آفتی میرسد که همه اعمال خیر او را تباه میسازد. این پدیده دقیقاً مشابه آفتی است که به یک مزرعه هجوم میآورد و همه محصولات را نابود میکند. بنابراین، انسان مکلف است که عجز و سستی را از وجود خود میکند. در غیر این صورت، این آفتها او را از میان میبرد.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
۹,۰۰۰ تومان
حکمت ۴: وَ قَالَ (علیه السلام) الْعَجْزُ آفَهٌ، وَ الصَّبْرُ شَجَاعَهٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَهٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّهٌ، وَ نِعْمَ الْقَرِینُ [الرِّضَا] الرِّضَى.
و درود خدا بر او که فرمود: ناتوانى آفت، و شکیبایى شجاعت، و زهد ثروت، و پرهیزکارى سپر نگهدارنده است. و چه همنشین خوبى است راضى بودن و خرسندى.
مکاتبات سیاسی و اتمام حجّت امیرالمؤمنین با ابوبکر
بخش اوّل: شرح و تبیین حکمت چهارم نهجالبلاغه
در این بخش به تحلیل و واکاوی حکمت چهارم از کلمات قصار مولیالموحدین، امیرالمؤمنین علی پرداخته میشود. حضرت در این حکمت پنج مفهوم کلیدی اخلاقی و رفتاری را تبیین میفرمایند:
۱: آسیبشناسی ناتوانی (العجزُ آفهٌ)
اولین فراز، گزاره «العجزُ آفهٌ» است؛ بدینمعنی که عجز و بیان ناتوانی، یک آفت میشود. اگر فردی در انجام امور، فعالیتهای جمعی یا شئون شخصی، خود را به ناتوانی بزند و از تلاش باز ایستد، به آفتی میرسد که همه اعمال خیر او را تباه میسازد. این پدیده دقیقاً مشابه آفتی است که به یک مزرعه هجوم میآورد و همه محصولات را نابود میکند. بنابراین، انسان مکلف است که عجز و سستی را از وجود خود میکند. در غیر این صورت، این آفتها او را از میان میبرد.
۲: تحلیل مفهوم صبر و شجاعت (و الصبرُ شجاعهٌ)
فراز دوّم بیان میدارد که «صبر، شجاعت است». صبر در اینجا به مثابه مقاومت تعریف میشود. داشتن جسارت و مقاومت در برابر گناه، تحمل مصائب و پایداری در مقابل هجوم دشمن، همگی نیازمند شجاعت هستند. از منظر شناختی، انسان ترسو با روان کردن کارها به سرعت و بدون چالش خاتمه میکند، اما انسان شجاع کسی است که با تکیه بر مقاومت، مقاومت میکند تا به نتیجه مطلوب نائل آید.
۳: زهد به مثابه ثروت (و الزهدُ ثروهٌ)
در فراز سوّم حضرت میفرمایند: «و الزهدُ ثروهٌ». فلسفه ثروتاندوزی، دستیابی به احساس بینیازی و غنا نسبت به دیگران است. انسان تلاش میکند تا با کسب مال، خانههای مجهز، مرکبی مناسب، پوشاک و خوراک فراهم شود تا به رضایتمندی برسد. حال که «زهد» این احساس غنا و رضایتمندی را بدون نیاز به خانه، مرکب و لباس فاخر به انسان اعطا میکند. احساس بینیازی و بیرغبتی نسبت به تعلقات دنیوی، خود به تنهایی یک سرمایه و ثروت عظیم میشود.
۴: پارسایی به عنوان حفاظتی (و الورعُ جُنَّهٌ)
فراز چهارم به مفهوم «ورع» اشاره دارد: «و الورعُ جُنَّهٌ». ورع به معنای مراقبت شدید و احتیاط است. این مفهوم با تمثیلی از حرکت شتر تبیین میشود؛ شتر هنگام حرکت، ابتدا پای خود را میدهد و پس از اطمینان از استحکام زیر پای خود، بر اعمال میکند. در زندگی انسان نیز، اگر فردی در اموری که به حلال بودن آنها یا رضایت خداوند در آنها مطمئن باشد، احتیاط نمیکند، این ورع برای او مانند اسپری عمل میکند که او را از خطرات حفظ میکند. همان گونه که رعایت اصول بهداشتی نوعی از زندگی به بیماریهاست نیز نوعی مفهوم معنوی است تا انسان به حرام، درد، گرفتاری و بلا مبتلا نگردد.
۵: رضایت، برترین همنشین (و نِعمَ القرینُ الرضا)
در فراز پنجم، حضرت میفرمایند: «و نِعمَ القرینُ الرضا»؛ «بهترین همنشین، رضایتمندی است». احساس رضایت الزاماً با امکانات مادّی حاصل نمیشود. چهبسا فردی دارای امکانات مادّی فراوان باشد اما احساس خوشبختی نمیکند. همانطور که در حکمتهای پیشین (حکمت دوّم) اشاره شد، «مَن کاشَفَ بِضُرِّهِ فَقَد اَذلَّ نَفسَهُ»؛ «کسی که درد و گرفتاری خود را بیان کند، خود را ذلیل کرده است». در مقابل، کسی که رضایتمندی میکند، همنشینی نیکو و قرینی آرامشبخش برای خود برگزیده است. این رضایت، به ویژه رضایت به قضاوت و قدر الهی، بهترین دوستی است که انسان میتواند اختیار کند.
* * *
بخش دوّم: مصداق عینی رضایتمندی (روایت طلبه شاکر)
در تأیید مفهوم «رضا»، روایتی قابل تأمل وجود دارد. شخصی نقل میکرد که در معیت یک طلبه، سفری به جوار یکی از امامزادگان داشتیم. آن طلبه به درگاه خداوند اینگونه دعا و مناجات میکرد: «خدایا! همه مردم از کمبودها گلایه دارند و درخواستهای متعدد میکنند، اما من عرضه میدارم: خدایا بس است! چقدر به ما نعمت دادهای؟ ما غرق در نعمت شدهایم و نمیدانیم چگونه پاسخگو باشیم. این همه نعمت بر ما تمام است».
این طلبه چنان ابراز رضایت میکرد که سفر در کنار او بسیار لذتبخش بود. دوست همراه او با تعجب گفت: …

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.