گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۸/۱۵

۹,۰۰۰ تومان

امیرالمؤمنین در حکمت هشتادودوم از مجموعه حکمت‌های نهج‌البلاغه، پنج اصل کلیدی را مورد تأکید قرار می‌دهند. اهمیت این اصول تا بدان حد است که ایشان می‌فرمایند: «أُوصِیکُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا»؛ یعنی اگر برای دستیابی به این پنج توصیه، بر شتران سوار شده و با سرعت برانید، این تلاش شایسته و ارزشمند خواهد بود. این تعالیم به مثابه کلیدهای بنیادین حیات توصیف شده‌اند.

حکمت ۸۲: وَ قَالَ (علیه السلام): أُوصِیکُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا: لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ؛ وَ لَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ؛ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ؛ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ یَعْلَمِ الشَّیْءَ أَنْ یَتَعَلَّمَهُ؛ وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ، فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ، وَ لَا [خَیْرَ] فِی إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ.

 و درود خدا بر او، فرمود: شما را به پنج چیز سفارش مى کنم که اگر براى آن‌ها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمّل کنید سزاوار است: کسى از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از یکى سؤال کردند و نمى‌داند، شرم نکند و بگوید نمى‌دانم، و کسى در آموختن آن‌چه نمی‌داند شرم نکند، و بر شما باد به شکیبایى، که شکیبایى، ایمان را چون سر است بر بدن و ایمان بدون شکیبایى چونان بدن بى‌سر، ارزشى ندارد.

تحلیل واقعه هجوم به بیت حضرت فاطمه در پرتو صبر امیرالمؤمنین

شرح حکمت هشتادودوّم نهج‌البلاغه: پنج اصل بنیادین حیات

امیرالمؤمنین در حکمت هشتادودوم از مجموعه حکمت‌های نهج‌البلاغه، پنج اصل کلیدی را مورد تأکید قرار می‌دهند. اهمیت این اصول تا بدان حد است که ایشان می‌فرمایند: «أُوصِیکُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا»؛ یعنی اگر برای دستیابی به این پنج توصیه، بر شتران سوار شده و با سرعت برانید، این تلاش شایسته و ارزشمند خواهد بود. این تعالیم به مثابه کلیدهای بنیادین حیات توصیف شده‌اند.

اصل اوّل و دوّم: امید به پروردگار و ترس از گناه

۱: «لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ»؛ «هیچ‌یک از شما جز به پروردگارش امید نبندد»

این عبارت، در نگاهی عمیق‌تر، صرفاً یک توصیه فردی نیست، بلکه یک راهبرد اجتماعی را تبیین می‌نماید. مقصود آن است که جامعه باید به سمتی هدایت شود که در آن، هیچ فردی به غیر از خداوند متعال امید نداشته باشد. این اصل، هم به صورت فردی و هم در مقیاس کلان اجتماعی، امیدواری انحصاری به پروردگار را بنیان می‌نهد.

۲: «وَ لَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ»؛ (و جز از گناه خویش نهراسد)

این اصل، جامعه را به خودکاوی و پذیرش مسئولیت فردی رهنمون می‌سازد. بر این اساس، افراد باید از نسبت دادن تمامی مشکلات به دیگران پرهیز کرده و به تحلیل نقش اعمال و گناهان خویش در بروز مصائب و دشواری‌ها بپردازند.

اصل سوّم و چهارم: شجاعت در اقرار به ندانستن و تواضع در آموختن

۳: «وَ لَا یَسْتَحْیِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ»؛ «و هرگاه از یکی از شما چیزی پرسیدند که نمی‌داند، از گفتن «نمی‌دانم» شرم نکند»

این اصل، جامعه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن، صراحت علمی حاکم است. افراد باید به گونه‌ای تربیت شوند که آن‌چه را می‌دانند، بیان کنند و در مورد آن‌چه نمی‌دانند، با شجاعت به عدم آگاهی خود اقرار نمایند. چنین رویکردی، زمینه‌ساز نظم و شفافیت در مناسبات علمی و اجتماعی می‌گردد.

۴: «وَ لَا یَسْتَحْیِیَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ یَعْلَمِ الشَّیْءَ أَنْ یَتَعَلَّمَهُ»؛ «و کسی که چیزی را نمی‌داند، از آموختن آن شرم نکند»

این دستور، بر اهمیت یادگیری مستمر و بدون محدودیت تأکید دارد. انسان نباید از پرسش و یادگیری از دیگران، حتی اگر آن فرد در جایگاه پایین‌تری از منظر سن یا موقعیت اجتماعی قرار داشته باشد، اِبا ورزد.

مثال کاربردی: در مواجهه با فناوری‌های نوین که نسل جوان تسلط بیشتری بر آن دارند، شایسته است که از فرزندان یا افراد کوچک‌تر خانواده برای آموختن یاری جست.

تحلیل مفهوم حیا: در این زمینه، دو نوع حیا، ناشایست تلقی می‌شود: نخست، شرم از اقرار به ندانستن و دوّم، شرم از آموختن از دیگران. در فرآیند کسب علم، چنین حیایی پسندیده نیست، زیرا هیچ زمانی برای یادگیری دیر نبوده و آموختن از هر فردی قبیح نمی‌باشد.

اصل پنجم: جایگاه محوری صبر در ایمان

«وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»؛ «و بر شما باد به صبر، که نسبت صبر به ایمان، مانند نسبت سر به بدن است»

این توصیه پایانی، با تأکید فراوان بیان شده و به منزله کلام آخر و وصیت نهایی است. همان‌گونه که بدن انسان متشکل از اعضای مختلف است، اما مرکز فرماندهی، ادراک، شعور و قوای حیاتی نظیر عقل، چشم، گوش و زبان در سر او قرار دارد، صبر نیز در ساختار ایمان، چنین نقش محوری و حیاتی را ایفا می‌کند.

«وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا فِی إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ»؛ «و خیری در بدنی که سر ندارد نیست، و نه در ایمانی که با آن صبر نباشد»

از مؤمنی که صبور نیست، نمی‌توان انتظار خیر داشت. فرد باایمان اما عجول، ممکن است در تلاش برای خیررسانی، ناخواسته موجب بروز نتایج نامطلوب شود. بنابراین، …

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۸/۱۵”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا