ممکن است فردی بدون ایمان دینی باشد، اما در مسیر خدمت به مردم گام بردارد. در این صورت خداوند راههای خدمت به خلق را بر او میسازد. منافق غالباً یا قدرتطلب است یا ثروتپرست. گاهی اوقات چنین فردی پس از دستیابی به قدرت یا ثروت، ممکن است خدماتی نیز به جامعه ارائه دهد. خداوند متعال از طریق چنین شخصی، برنامههایی را به نفع دیگران محقق میسازد و به این ترتیب، به حکمتهایی دست مییابد. توصیه این است که مؤمنان باید این حکم را از آنها قبول کنند و اجازه ندهند که این دانشها در میان نسلهای بعدی منتقل شوند یا به دست دیگران بیفتند.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۸/۱۰
۷,۰۰۰ تومان
حکمت۸۰: قَالَ (علیه السلام): الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِکْمَهَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاق
و درود خدا بر او، فرمود: حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.
در روایتی از امیرالمؤمنین آمده است حکمت، گمشده مؤمن است و باید آن را فرا گرفت، حتی اگر نزد اهل نفاق باشد. این روایت دارای معانی متعددی است.
بخش اوّل: منشأ حکمت و امکان وجود آن در غیرمؤمنان
پیدایش حکمت از چند عامل کلیدی است:
۱: «نیتها»: خلوص نیت میتواند منشأ دریافت حکمت باشد.
۲: «اعمال صالح»: انجام اعمال صالح و کسب تجربیات ارزشمند، زمینه را برای اعطای حکمت از سوی خداوند میآورد.
۳: «خصلتهای روحانی»: ویژگیهای اخلاقی و روحیات فرد نیز در این امر مطرح است.
بر این اساس، ممکن است شخصی که فاقد اعتقادات دینی است، باعث شود از روحیات و اخلاقیات نیکو، مشمول دریافت حکمت الهی شود. برای مثال، فردی که دارای صفاتی چون سخاوت یا تواضع است، ممکن است به همین اوصاف، به حکمت دست یابد. این نکته از نکات ویژهای است.
۱: محل اعطای حکمت به اهل نفاق
ممکن است فردی بدون ایمان دینی باشد، اما در مسیر خدمت به مردم گام بردارد. در این صورت خداوند راههای خدمت به خلق را بر او میسازد. منافق غالباً یا قدرتطلب است یا ثروتپرست. گاهی اوقات چنین فردی پس از دستیابی به قدرت یا ثروت، ممکن است خدماتی نیز به جامعه ارائه دهد. خداوند متعال از طریق چنین شخصی، برنامههایی را به نفع دیگران محقق میسازد و به این ترتیب، به حکمتهایی دست مییابد. توصیه این است که مؤمنان باید این حکم را از آنها قبول کنند و اجازه ندهند که این دانشها در میان نسلهای بعدی منتقل شوند یا به دست دیگران بیفتند.
مثال: فرض کنید استادی در یک رشته علمی تخصص بالاتر دارد و تنها پذیرش یک دانشجو در مقطع دکتری یا فوق دکتری را داراست. مؤمن باید بکوشد تا این جایگاه را به دست آورد و مانع از آن شود که این علم به دست یک منافق یا فرد بیدین دیگر بیفتد.
۲: تعریف «اهل نفاق» در روایت
لازم به ذکر است که کسب حکمت از اهل نفاق به معنای تمام دیدگاههای آنها نیست، بلکه ممکن است صرفاً زمینههایی برای دستیابی به برخی از حکمها باشد. مقصود از «اهل نفاق» در این روایت، مردم غیرشیعه هستند. این اصطلاح معمولاً برای مردمی به کار میرود که در جرگه پیروان أهلالبیت قرار ندارند. اهل کتاب یا کفار در این دسته جای نمیگیرند. در روایات نیز مشخص شده است که چنین افرادی از منظر باطنی مشرک یا کافر میشوند، اما در ظاهر شهادتین را بر زبان جاری می کنند.
خداوند به این افراد نیز به سبب برخی از خصوصیات نیکویشان، میشود تا در روز قیامت ادعایی مبنی بر طلبکار بودن از خداوند وجود داشته باشد. به عنوان مثال، ممکن است خداوند به فردی بگوید: «آن اختراع را من در ازای فلان عمل نیک به تو عطا کردم تا دیگر طلبی نداشته باشی». از اینرو، به مؤمن توصیه میشود که هوشیار باشد و این حکمتها را از دست ندهد.
مثال: خداوند به کفار نیز به سبب برخی اعمال نیک، بهرههایی از دنیا عطا میکند. به عنوان مثال، شخصیتی مانند دونالد ترامپ ممکن است از خصلت غیرت نسبت به فرزندش برخوردار باشد و خداوند ریاست را به او عطا کرده باشد تا در آخرت ادعایی نداشته باشد. صدام حسین نیز نسبت به خانوادهاش غیرت داشت. هر فردی که به قدرت میرسد، لاجرم باید برخی ویژگیهای مثبت را داشته باشد، زیرا انسان کاملاً فاسد که به کسی وفا نکند و بخششی نداشته باشد، نمیتواند افرادی را پیرامون خود جمع کند. این یک قاعده تکوینی در نظام هستی است که بر اساس آیه شریفه «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»، تندخویی موجب پراکندگی اطرافیان میشود و این قاعده منحصر به پیامبر نیست.
نکته: شیعه، اهل نفاق به معنای مقابل ایمان نیست. نفاقی که در این روایت مطرح است، نفاق در برابر ایمان است، نه نفاق در رفتار که در میان برخی مؤمنان نیز یافت میشود (عدم تطابق ظاهر و باطن). روایت، ایمان را در تقابل با نفاق قرار داده و منافق مورد بحث را از غیر اهل ایمان برمیشمارد.
* * *
بخش دوّم: تحلیل مفهوم «اخذ حکمت» (فَخُذِ الْحِکْمَهَ)
عبارت «فَخُذِ الْحِکْمَهَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ» حد و مرز اخذ حکمت را مشخص میکند، یعنی از اهل کفر و اهل کتاب نگیر، اما از اهل نفاق اخذ کن. (هرچند روایاتی نیز وجود دارد که …

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.