اصول
۱: اصل تمایز میان ظاهر ساده و بیآلایش افراد با مقام حقیقی، شایستگی عملی و اثرگذاری واقعی آنان در عرصه رهبری و مدیریت میدان[۱]
۲: اصل شایستگی، تجربه عملی و عملکرد مستمر بهعنوان ملاکهای اصلی برای تشخیص جایگاه واقعی افراد در نظام رهبری و فرماندهی[۲]
۳: اصل فروتنی، سادگی و بیتکلفی رهبران بهعنوان شاخصی از اقتدار واقعی و اثرگذاری بلندمدت بر نیروها و اطرافیان[۳]
۴: اصل اثرگذاری تعامل صمیمانه، انسانی و محترمانه با دیگران بر ایجاد اعتماد، پذیرش مقام و تقویت پیوند میان نیروها[۴]
۵: اصل پذیرش تدریجی اقتدار و شایستگی حقیقی افراد توسط دیگران بهعنوان فرآیندی زمانبر، مرحلهای و نیازمند مشاهده و تجربه عملی[۵]
[۱] . ظاهر بیتکلف، ساده و بدون تجمل افراد نمیتواند معیار شناخت جایگاه حقیقی، توانمندیها و اثرگذاری عملی آنها باشد. حسین خرازی با رفتار ساده و بیآلایش خود فرمانده لشکر بود و این واقعیت نشان میدهد که شناخت دقیق مقام و جایگاه افراد نیازمند بررسی شایستگی، تجربه عملی، عملکرد و مسئولیتپذیری واقعی آنان است و نه قضاوت صرفاً بر اساس ظاهر، لباس یا القاب رسمی.
[۲] . شایستگی، مهارت، دانش و عملکرد مستمر افراد باید معیار اصلی برای تعیین مقام و جایگاه آنان باشد، نه القاب، ظاهر یا ادعاهای سطحی. همانگونه که سرباز ابتدا فرماندهی حسین را باور نکرد، تنها پس از مشاهده عملکرد عملی و تأیید شخصی مطلع، شایستگی او برایش آشکار شد. این اصل بر ضرورت قضاوت مبتنی بر واقعیتهای عملی، تجربه مستقیم و توانمندیهای اثباتشده تأکید دارد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.