اصول
1: اصل نفوذ هدفمند جریان حجّتیه نوین در ساختارهای فرهنگی، مذهبی و سیاسی به منظور کاهش اعتماد عمومی و ایجاد بیثباتی اجتماعی[1]
2: اصل بهرهگیری جریان از پوستههای نوین آخرالزمانی و ماورایی برای مشروعیتبخشی به نظریات و اهداف سیاسی خود در میان پیروان[2]
3: اصل جدایی جریان از عقلانیت دینی و اتصال ایمانی به وحی و انسان کامل به عنوان عامل ایجاد گمراهی فکری و عقیدتی پیروان[3]
4: اصل رهبری معنوی در سایه و جهتدهی پنهان به باورها و رفتارهای گروههای پیرو به منظور تقویت اهداف سیاسی جریان[4]
5: اصل استفاده گسترده از رسانههای صوتی و تصویری برای تثبیت پیشبینیهای جعلی مذهبی و جهتدهی به آرای سیاسی[5]
[1] . جریان حجّتیه نوین با بهرهگیری از ظاهر امامزمانی و پوشش مهدویّت، به صورت برنامهریزیشده مهرههای ناکارآمد و وابسته را در نهادهای فرهنگی، مذهبی و سیاسی نفوذ داده تا با تضعیف اعتماد و کاهش اعتبار عمومی، زمینهساز بحرانهای اجتماعی و سیاسی طولانیمدت شود.
[2] . این جریان با درهمآمیختن آموزههای نوین آخرالزمانی، عرفانی و عناصر ماورایی با اباطیل شخصی، توانسته پوستهای جذاب و فریبنده برای توجیه اقدامات و سیاستهای خود ایجاد کند و از این طریق نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک خود را تثبیت نماید.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.