اصول
1: اصل ضرورت ولائیبودن سیاست بهمثابه پاسخ قدسی به دوگانگی درونی انسان میان جمعزیستی و خودحفظگری[1]
2: اصل خلافت الهی بهعنوان صورت سیاسی استمرار ربوبیت تشریعی خداوند در حیات اجتماعی انسان[2]
۱۱,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل ضرورت ولائیبودن سیاست بهمثابه پاسخ قدسی به دوگانگی درونی انسان میان جمعزیستی و خودحفظگری[۱]
۲: اصل خلافت الهی بهعنوان صورت سیاسی استمرار ربوبیت تشریعی خداوند در حیات اجتماعی انسان[۲]
۳: اصل همزادبودن سیاست ولائی با تاریخ انسان در برابر عارضیبودن مکاتب سیاسی بشری[۳]
۴: اصل تقدم امامت و ولایت بر سایر ساختارهای دینی بهمنزله زیرساخت بالندگی اسلام تاریخی[۴]
۵: اصل جامعیت سیاست ولائی در پوشش همه ساحتهای حیات جمعی از اخلاق تا قدرت[۵]
[۱]. سیاست ولائی پاسخ به تعارض بنیادین نهاد انسان میان میل به همزیستی و گرایش به حفظ منافع فردی است. حکمرانی ولائی این دو نیرو را نه با حذف یکی، بلکه با تنظیم ربوبی آنها در یک نظم هدایتی جمعی همسو میکند. از اینرو، ولایت شرط امکان بالندگی اجتماعی و مانع فروپاشی یا استبداد به شمار میآید.
[۲]. خلافت الهی صرفاً جانشینی اداری یا نمادین نیست، بلکه امتداد ربوبیت الهی در ساحت تدبیر جامعه محسوب میشود. سیاست ولائی ادامه همان نظمی است که خداوند در تکوین عالم جاری ساخته و در تشریع آن را صورتبندی کرده است. حکمرانی بدون این پیوند، از معنا و جهت الهی تهی میشود.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.