حکمت ۱۲: وَ قَالَ (علیه السلام): أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الْإِخْوَانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.
و درود خدا بر او، فرمود: ناتوان ترین مردم کسى است که در دوستیابى ناتوان است، و از او ناتوانتر آن که دوستان خود را از دست بدهد.
تجلّی برادری در وقایع تاریخی
تبیین حکمت دوازدهم نهج البلاغه
حکمت دوازدهم از کلمات قصار امیرالمؤمنین، علی، بدین شرح است:
«أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسابِ الْإِخْوَانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهُمِ مِنْه.»
ترجمه و تبیین
مفهوم این حکمت در فرهنگ عربی آن است که عاجزترین فرد، کسی است که در «اکتساب» و به دست آوردن ناتوان باشد. پرسش این است که این اکتساب به چه امری معطوف است؟ آیا مقصود کسب امور دنیوی است یا کسب امور اخروی و پرداختن به عبادت؟ حضرت در ادامه میفرمایند که ناتوانترین مردم، کسی است که از برادران ایمانی عاجز باشد.
سپس میفرمایند: «و أعجز منه»، یعنی از این فرد نیز ناتوانتر، کسی است که برادری در راه خدا بیابد و با او پیوند دوستی نگه دارد، اما پس از مدتی، این دوستی را ضایع کرده و از دست بدهد. چنین فردی از شخصی که در ابتدا قادر به یافتن دوست نبوده، عاجزتر است.
بخش اوّل: ویژگی و جایگاه برادری در سیره نبوی
۱: ویژگی دوستی و دشمنی: محبت و بغض برای خدا
رسول گرامی اسلام، حضرت محمّد، در جمع اصحاب خویش، فرد را خطاب قرار دادند و فرمودند: «یا عبدالله، أَحْبِبْ فِی اللهِ وَ أَبْغِضْ فِی اللهِ»؛ «ای عبدالله! دوستی و دشمنی خود را در راه خدا و برای خدا قرار ده. دوستی و موالات تو باید برای خدا باشد، زیرا ایمان کامل نمیشود برای خدا کسی را دوست بداری و برای خدا از کسی بیزاری بجویی؛ به این معنا که چون فردی خدایی و اهل صلاح است، او را دوست بداری و چون با خدا دشمنی میورزد، با او دشمن باشی. ایمان به الامر نمیرسد مگر با این شرط که اهل نماز و روز زیاد باشند.
آن شخص گفت: «یا رسول الله، مرا راهنمایی فرمودید، این راهنمایی را کامل کنید. من چگونه تشخیص دهم که چه کسی دوست خداست تا او را برای خدا دوست بددارم و چه کسی دشمن خداست تا بغض او را برای خدا به دل بگیرم؟ این راه حل است.»
حضرت در آن جمع به شخصی اشاره کردند و فرمودند: «این مرد را میبینی؟» عرض کرد: «بله». ایشان علی بن ابیطالب بودند. پیامبر فرمودند: «هذا ولیّ الله»، این ولیّ و دوست خداست. هر کس او را دوست بدارد، او نیز ولیّ خداست؛ پس او را دوست بدار. و هر کس با او دشمنی کند، او دشمن خداست؛ پس با او دشمنی کن، ولو اینکه پدر یا برادرت باشد.
۲: علی؛ انجمن محبت و برادری
زیرا او با علی دشمنی میورزد، پس با او دشمنی کن. آن کسی که دوستدار علی است، او را دوست بدار، ولو آنکه قاتل پدرت باشد. با تعبیری روشنتر و گویاتر قرار، محور محبت و مودّت خویش را وجود علی بن ابیطالب ده. هر آن کس که با علی است، با او مانند برادری صمیمی و دلسوز باش و از هر کس که با علی نیست، دوری گزین، حتی اگر در یک خانه با او کنی و حق پدری بر گردنت داشته باشد.
۳: پیمان برادری (مواخات) در مدینه
دوستی و برادری، شعار دین ماست. از اولین پیامبر گرامی اسلام پس از ورود به مدینه، حفظ پیمانی برادری میان مهاجرین و انصار. ایشان میان هر مهاجر و یک انصاری، عقد اخوت بستند.
قصه برادری پیامبر و امیرالمؤمنین
پیامبر برای همه اصحاب برادر انتخاب کردند، به جز امیرالمؤمنین. ایشان با وجود داشتن خانهای آرام و همسری دلسوز چون فاطمه زهرا و برادرانی چون جعفر و عقیل، تاریخ نقل میکنند که اشک میریختند از اینکه همگان برادر ایمانی دارند و ایشان ندارند. حضرت صدیقه طاهره با دیدن حزن ایشان، علت را باعث جویا شدند. امیرالمؤمنین فرمودند: «پدر بزرگوارتان برای همه برادران انتخاب کردند، جز من». حضرت زهرا عرضه میکند: «حتماً پدرم برای شما نیز برادری در نظر گرفتهاند، اما هنوز اعلام نکردهاند.»
زمانی که رسول خدا طبق معمول برای دیدار دخترشان آمدند، حضرت زهرا پرسیدند چرا برای همگان برادر تعیین کردید، برای همسر و پسرعمویم علی نه؟ پیامبر فرمودند: «من او را برای خودم داشتم. «أنت أخی فی الدنیا و الآخره»؛ علی، تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.»
و امیرالمؤمنین نیز در طول حیات خویش، حق این برادری را …
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.