مفهوم «رضایت» ماهیتاً امری است که همواره باید به لحاظ «غیر» سنجیده شود. اگر رضایت به لحاظ «نفس» (خود) صورت پذیرد، این امر نوعی ادعای الوهیت محسوب میگردد، چراکه رضایت مطلق، مختص ذات اقدس الهی است. انسان همواره باید رضایت خود را در نسبت با غیر ملاحظه نماید و حقیقت این امر، خروج از خودمحوری است. بسیاری از افراد نسبت به این دقیقه معرفتی غافل هستند.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
۶,۰۰۰ تومان
موضوع: تحلیل الهیاتی مفهوم رضایت، فنای فی الله و سیره عملی اولیای دین
مقدمه و استعانت
«أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلیالله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد و علی اهلبیته الطیبین الطاهرین المعصومین، لا سیما بقیهالله فی الارضین. و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین الی قیام یوم الدین.»
۱: تبیین فلسفی و معرفتی مفهوم «رضایت» و «نفس»
۱-۱: ماهیت دگرخواهانۀ رضایت
مفهوم «رضایت» ماهیتاً امری است که همواره باید به لحاظ «غیر» سنجیده شود. اگر رضایت به لحاظ «نفس» (خود) صورت پذیرد، این امر نوعی ادعای الوهیت محسوب میگردد، چراکه رضایت مطلق، مختص ذات اقدس الهی است. انسان همواره باید رضایت خود را در نسبت با غیر ملاحظه نماید و حقیقت این امر، خروج از خودمحوری است. بسیاری از افراد نسبت به این دقیقه معرفتی غافل هستند.
۱-۲: لزوم نارضایتی از خود به عنوان موتور محرک تکامل
انسان مکلف است که همواره از عملکرد شخصی خویش ناراضی باشد، بدینمعنا که همواره احساس کند وظایف محوله را به نحو اکمل انجام نداده است. اگر انسان به مرحلهای برسد که از خویشتن راضی شود، فرآیند تکامل او متوقف میگردد. سکون و توقف ناشی از خودرضایتی، منجر به فساد درونی (گندیدگی) میشود و فرد را به کانونی برای جذب آلودگیها و دشمنیها تبدیل میکند.
در ساحت جامعهشناسی سیاسی و در بستر نظام جمهوری اسلامی نیز این قاعده صادق است؛ نارضایتی برخی افراد (از عملکرد خود) نشاندهنده پویایی است، زیرا رضایت به وضعیت موجود، مانع از حرکت و پیشرفتهای آتی میگردد.
۱-۳: معیار رضایت: خداوند متعال یا افکار عمومی؟
در مباحث جامعهشناسی سیاسی، این نکته حائز اهمیت است که معیار اصلی، رضایت خداوند است و نه صرفاً رضایت مردم. عموم مردم همواره در جایگاه مطالبهگر و طلبکار قرار دارند و طبیعت امور مادّی چنین اقتضا میکند. به عنوان مثال، در مباحث اقتصادی، ارقام درآمدی بسیار بالا (مانند حقوقهای ماهیانه یک میلیارد یا دو و نیم میلیارد تومان در بخش خصوصی) مطرح میشود که برای نسلهای گذشته (مانند والد ما) حتی قابل تعقل و تصور نبوده است، اما با این وجود، رضایت مادّی حاصل نمیشود.
بنابراین، انسان نباید هرگز از خود راضی باشد. حتی در مقام دعا باید گفت: «خدایا از ما راضی باش» و تقاضای رضایت را از جانب او داشت، نه اینکه انسان بگوید «من از خدا راضی هستم»، زیرا رضایت بنده از خدا معنای دقیقی ندارد، بلکه بنده باید شاکر باشد.
حدیث شریف «هَلَکَ مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ»؛ «آن کس که از خود راضی شد، هلاک گشت» بیانگر همین حقیقت است. خودبرتربینی ناشی از رضایت نفس، موجب تضاد منافع با دیگران، ایجاد دشمنی و در نهایت نابودی انسان میشود. تواضع، عامل بقا و تعالی درجات است.
۲: تفسیر حقیقی نعمت و شکرگزاری
۲-۱: تفسیر آیه «وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ»
منظور از تحدیث نعمت در این آیه شریفه، بیان نعمتهای مادّی نظیر مدرک دکترا، جایگاه آیتاللهی یا مسکن نیست، بلکه مراد، نعمت «ولایت أهلالبیت» است. انسان نباید با شمردن خدمات خود (مثل خدمت به أهلالبیت) دچار عُجب شود، بلکه باید اصل نعمت ولایت را بازگو نماید.
۲-۲: داستان ابوحنیفه و امام صادق
نقل شده است که شخصی به نام ابوحنیفه در مسیر خود با حضرت امام صادق مواجه شد. حضرت از او پرسیدند: «شنیدهام تفسیر قرآن میگویی؟» وی تأیید کرد. حضرت پرسیدند: «معنای آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» چیست؟» ابوحنیفه پاسخ داد: «خداوند در روز قیامت از غذاها، امکانات و نعماتی که به ما داده سؤال میکند.»
حضرت فرمودند: «آیا اگر کسی در منزل شما مهمان شود و غذا میل کند، سپس شما از او بازخواست کنید که چه خوردی، این کار زشت نیست؟» ابوحنیفه گفت: «بسیار زشت است.» حضرت فرمودند: «پس چرا خداوند را اینگونه تصور میکنی؟ آیا خدا راضی میشود که بابت غذا و مسکنی که داده بازخواست کند؟ خیر، سؤال خداوند از …


























































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.