چکیده
این پژوهش با محوریت «اصالت ضرورت تثبیت برتری در هر فرآیند از مذاکرات از طریق بازآرایی موازنه قدرت با گارد جنگی جهت شتاب دادن به افول سیاسی، اقتصادی و راهبردی نظام سلطه» به بررسی سازوکارهای تولید و تثبیت قدرت در بستر مذاکرات بینالمللی و تعاملات ژئوپلیتیکی پرداخته و بر نقش همزمان کنش دیپلماتیک، بازدارندگی نظامی و روایتسازی ادراکی در بازتولید موازنه قدرت جهانی تأکید دارد. در این چارچوب، اصولی نظیر بازتعریف مذاکره بهعنوان میدان تثبیت برتری، همپوشانی دیپلماسی و قدرت سخت، بازآرایی موازنه قدرت، افول تدریجی نظامهای هژمون و نقش ادراک پیروزی در مشروعیتبخشی به کنشگران، مبنای تحلیل قرار گرفته و نشان داده میشود که تعامل چندلایه سیاسی، امنیتی و رسانهای میتواند به تغییر تدریجی ساختار نظم بینالملل و گذار از تکقطبی به الگوهای چندلایه قدرت منجر شود. از منظر تحلیلی، یافتهها حاکی از آن است که همافزایی قدرت سخت و نرم، مدیریت روایت جهانی و حضور فعال در فرآیندهای چندجانبه دیپلماتیک موجب افزایش وزن ژئوپلیتیکی و تقویت بازدارندگی ادراکی میشود، در حالی که افول نظام سلطه در قالب زنجیرهای از فرسایش سیاسی، اقتصادی و راهبردی قابل بازشناسی است. همچنین، نقاط مثبت این الگو شامل تثبیت موقعیت راهبردی در مذاکرات، ارتقای توان بازدارندگی، افزایش انسجام داخلی، تقویت قدرت روایتسازی و کاهش فشار رقبا در نظام بینالملل است، اما در مقابل با چالشهایی نظیر پیچیدگی تصمیمسازی چندلایه، کاهش پیشبینیپذیری، تشدید رقابتهای ادراکی، افزایش هزینههای راهبردی و شکنندگی نظم منطقهای مواجه است. در همین راستا، نقاط منفی شامل فرسایش اعتبار بینالمللی در صورت عدم انطباق روایت و واقعیت، افزایش احتمال سوءبرداشت امنیتی، کاهش شفافیت تصمیمسازی و تضعیف انعطاف نهادی در اثر همپوشانی ابزارهای دیپلماتیک و نظامی ارزیابی میشود، در حالی که برنامهها بر بازآرایی دیپلماسی فعال، توسعه راهبرد ترکیبی قدرت سخت و نرم، مدیریت بحرانهای همزمان، ارتقای نظام روایتسازی و تقویت سازوکارهای کنترل نوسانات ادراکی در سطح بینالملل متمرکز است. در نهایت، این پژوهش با تأکید بر ضرورت مدیریت هوشمند تعامل میان قدرت، روایت و مذاکره، در پی ارائه الگویی برای تثبیت برتری راهبردی، افزایش تابآوری ژئوپلیتیکی و تسریع روند افول ساختارهای هژمونیک در نظام بینالملل است.
واژگان کلیدی
فرآیند مذاکره، تثبیت برتری، موازنه قدرت، شتابگیری افول سیاسی، اقتصادی، راهبردی نظام سلطه، بازدارندگی ادراکی، دیپلماسی چندلایه، قدرت سخت و نرم، ژئوپلیتیک جهانی.
اصول
۱: اصل بازتعریف مذاکره بهعنوان میدان تثبیت برتری راهبردی و نه صرفاً ابزار تعامل دیپلماتیک قدرتها[1]
۲: اصل همپوشانی کنش دیپلماتیک و بازدارندگی نظامی در بازتولید موازنه قدرت منطقهای و جهانی[2]
۳: اصل بازآرایی ساختار موازنه قدرت در بستر تعاملات تنشمحور و رقابتهای ژئوپلیتیکی پیچیده[3]







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.