اصول
1: اصل ورود همزمان عرصههای دریایی و عملیات زمینی غافلگیرانه با پیامدهای راهبردی بر توازن منطقهای [1]
2: اصل گرایش به تخریب زیرساختهای حیاتی بهمنظور ایجاد فلج بلندمدت در ظرفیتهای زیستی و خدماتی دشمن [2]
۶,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل ورود همزمان عرصههای دریایی و عملیات زمینی غافلگیرانه با پیامدهای راهبردی بر توازن منطقهای [۱]
۲: اصل گرایش به تخریب زیرساختهای حیاتی بهمنظور ایجاد فلج بلندمدت در ظرفیتهای زیستی و خدماتی دشمن [۲]
۳: اصل قرار گرفتن پتانسیل انسانی در شمار اهداف راهبردی و بازتعریف مرزبندی میان اهداف نظامی و انسانی در ادبیات درگیری[۳]
۴: اصل امتداد دامنه مسؤولیت پاسخ به بازیگران ثالثِ پشتیبان دشمن؛ شامل مؤلفههای لجستیکی، اطلاعاتی و پدافندی[۴]
۵: اصل پیشبینی تلفات انسانی معنادار در نیروهای مداخلهگر و تأثیر آن بر انسجام سیاسی و اجتماعی طرف مقابل [۵]
[۱] . وقتی جنگ احتمال دارد به دریا و جبهات زمینی ناگهانی کشیده شود، بازیگران منطقهای و فرامنطقهای باید تبعاتی چون تغییر در خطوط لجستیک، آسیبپذیری بنادر و گذرگاههای آبی، و نیز پیامدهای روانی و سیاسی عملیات زمینی را در نظر گیرند. این تغییر عرصه، ساختارهای امنیتی و اقتصادی را متأثر میسازد و پیامدهای راهبردی گستردهای در مقیاس منطقهای و فرامنطقهای به همراه خواهد داشت.
[۲] . تمرکز بر زیربناها (انرژِی، آب، حملونقل، شبکههای ارتباطی و خدمات حیاتی) نشاندهنده هدفگذاری فراتر از ضربهزنی نمادین است؛ آسیب به این تاسیسات میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد نظامی داشته و کیفیت زندگی، سلامت عمومی و عملکرد دولتها را تحتالشعاع قرار دهد. این رویکرد راهبردی همواره با هزینههای انسانی، سیاسی و بازسازی بلندمدت همراه است که باید در ارزیابیهای جامع لحاظ گردد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.