چکیده
در چارچوب مفهوم «اصالت»، محوریت دولت مقاومت بهعنوان یک الگوی راهبردی، ناظر بر بازتعریف چگونگی و چیستی شکلگیری ابزارها، روشها و سازوکارهای تصمیمسازی در محیطهای پیچیده امنیتی قابل تحلیل است. این رویکرد بر این فرض استوار است که تولید قدرت و تنظیم رفتارهای راهبردی صرفاً تابع ابزارهای سخت نیست، بلکه در پیوندی عمیق با منطق ارزشی، ادراکی و ساختاری دولت مقاومت شکل میگیرد. در این چارچوب، اصالت بهمثابه مبنای جهتدهنده، نقش تعیینکنندهای در انتخاب ابزارها و اولویتبندی روشها ایفا میکند. دولت مقاومت در چنین منظری، نه یک کنشگر منفعل، بلکه یک کنشگر فعال در تولید الگوهای نوین بازدارندگی و مدیریت تهدیدات چندلایه است. این الگو تلاش میکند میان الزامات محیط بینالمللی و اصول درونی خود توازن ایجاد کند. از سوی دیگر، شکلگیری راهبردها در این ساختار، مبتنی بر ترکیب هوشمندانه قدرت سخت، نرم و شناختی است. در نتیجه، ابزارها نه بهصورت مستقل، بلکه در قالب یک منظومه یکپارچه عمل میکنند. این یکپارچگی موجب افزایش کارآمدی در مواجهه با تهدیدات ترکیبی و پیچیده میشود. همچنین، اصالت در این معنا، ضامن تداوم هویت راهبردی در شرایط فشار و بحران است. دولت مقاومت با تکیه بر این مبنا، توان بازتولید ظرفیتهای خود را در سطوح مختلف حفظ میکند. این فرآیند موجب افزایش انسجام در تصمیمسازی کلان و کاهش پراکندگی نهادی میشود. در نهایت، اصالت بهعنوان یک منطق بنیادین، مسیر تحول ابزارها و روشها را در جهت اهداف پایدار راهبردی هدایت میکند. بنابراین، فهم دولت مقاومت بدون توجه به این اصل، ناقص و تقلیلگرایانه خواهد بود.
واژگان کلیدی
دولت مقاومت معماری قدرت بازدارندگی چندلایه امنیت راهبردی جنگ ترکیبی جنگ شناختی حکمرانی مقاومت منطق تصمیمسازی مدیریت بحران تابآوری راهبردی قدرت نرم قدرت سخت
اصول
1: اصل تمرکز دولت مقاومت بر تعیین جهتگیری کلان راهبردها در ساختار کنش امنیتی و دفاعی[1]
2: اصل بازتعریف چیستی راهبردهای مقاومت بر مبنای ادراک تهدیدات مستمر و متغیر محیطی پیرامونی[2]
3: اصل محوریت دولت مقاومت در سازماندهی ابزارهای سخت و نرم قدرت در میدان تقابل[3]


































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.