اصول
۱: اصلِ ماهیتِ سازمانیافتهِ تلاشِ تبلیغاتیِ دشمن در استتارِ کشتارِ مردمان ذیلِ عنوانِ فنی و بهظاهر خنثایِ «خسارت جانبی»[1]
2: اصلِ تبدیلِ معنای کشتارِ انسانهای بیگناه از فاجعهای اخلاقی و ضدانسانی به رخدادی تبعی در حاشیه اهدافِ نظامی و امنیتی[2]
3: اصلِ حضورِ مهندسیِ زبانی در بازآراییِ ادراکِ افکار عمومی نسبت به حقیقتِ جنایتهای آشکارِ دشمن[3]
4: اصل جابهجایی کانون مسئولیت اخلاقی از عامل مستقیم کشتار به بستر ظاهری رخداد در منطقِ تبلیغاتیِ سلطه[4]
5: اصل استقرار تدریجی ادبیات تقلیلگرایانه درباره مرگ مردمان در حافظه جمعی جهانی از رهگذر تکرار مستمر رسانهای[5]
[1] . این سازوکار ناظر به وضعیتی است که در آن، دستگاههای تبلیغاتیِ سلطه با بهرهگیری از واژگان محاسبهگرانه، حقیقتِ آشکارِ قتل انسانهای بیگناه را در پوششی غیرعاطفی و بیطرف پنهان میسازند تا ادراک عمومی از ماهیت حقیقی جنایت، صورتی مبهم و کمفروغ پیدا کند.
[2] . در این چارچوب، مرگ انسانها نه به عنوان جنایتی مستقل و واجد بار سنگین اخلاقی، بلکه در قالب پیامدی فرعی از یک مأموریت بزرگتر توصیف میشود؛ امری که موقعیت اخلاقی حادثه را در ذهن مخاطب دگرگون میسازد.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.