چکیده
این متن با تمرکز بر «اصالت نقش راهبردی فلسفه علوم اجتماعی در پیوند معرفت، نقد علمی و ساماندهی رابطه علم، جامعه و فناوری» یک چارچوب نظاممند برای فهم، ارزیابی و بازطراحی نسبت میان نظریه، روش و زمینههای اجتماعی ارائه میدهد. در این ساختار، فلسفه علوم اجتماعی بهعنوان محور تحلیل، امکان پیوند میان سطوح معرفتی، هنجاری و کاربردی را فراهم میسازد و همزمان ظرفیت نقد علمی، بازسازی مفهومی و تحلیل انتقادی را تقویت میکند. همچنین با توجه به تحولات معاصر در حوزه فناوریهای دادهمحور، هوش مصنوعی و گسترش پیچیدگیهای اجتماعی، این رویکرد زمینهای برای فهم چندلایه، میانرشتهای و نظاممند از تولید دانش و سیاستگذاری علمی فراهم میآورد و به ارتقای انسجام نظری و کارآمدی تحلیلی در علوم اجتماعی کمک میکند.
واژگان کلیدی
فلسفه علوم اجتماعی، معرفتشناسی علوم اجتماعی، نقد علمی، جامعهشناسی معرفت، سیاست علم، روششناسی علوم اجتماعی، نظامهای ارزشی، تحلیل بینرشتهای، کلانداده، هوش مصنوعی، تبیین اجتماعی، حکمت علوم اجتماعی
اصول
1: اصل پیوند ساختاری و تفکیکناپذیر میان معرفتشناسی علوم اجتماعی در چارچوب حکمت ولائی اجتماعی، اخلاق پژوهش و ماهیت فرایند تولید و اعتبار دانش[1]
۲: اصل وابستگی بنیادین تبیینهای علوم اجتماعی در حکمت ولائی اجتماعی به ساخت اجتماعی واقعیت و نقش تعیینکننده نظامهای ارزشی در تولید معنا[2]
۳: اصل امکان تحلیل منطقی، صوری و ساختاری نظریههای علوم اجتماعی در حکمت ولائی اجتماعی بر اساس معیارهای انسجام معرفتی و قدرت تبیینی[3]











نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.