اصول
اصالت حقیقت در تفسیر تاریخی و فلسفی خشونتهای ساختاری پیش از پیدایش مقاومت فلسطین
۱۰,۰۰۰ تومان
اصول
- اصل تداوم ساختاری خشونت بهمثابه شالوده تاریخی سیاست حذف و سلطه در فلسطین[۱]
- اصل تقدم هستیشناختی تجاوز بر تکوین مقاومت در تاریخ منازعه فلسطین[۲]
- اصل وارونگی معرفتی در بازنمایی تاریخی منازعه و تحریف رابطه علت و معلول[۳]
- اصل پیوستگی درونی میان استعمار، خشونت و منطق حذف در فرآیند اشغال سرزمین[۴]
- اصل ضرورت بازخوانی پدیدارشناسانه تاریخ پیش از شکلگیری مقاومت سازمانیافته[۵]
[۱]. توالی مستمر کشتارها از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۸۲ نشاندهنده آن است که خشونت در این سرزمین، نه رخدادی گذرا یا واکنشی موقت، بلکه سازوکاری ریشهدار و نظاممند در دل ساختار سیاسی ـ ایدئولوژیک سلطه بوده است. این تداوم تاریخی، بیانگر استقرار نوعی خشونت ساختاری است که هدف آن نه صرفاً کنترل فیزیکی، بلکه نابودی تدریجی هویت فرهنگی، اجتماعی و وجودی مردم بومی فلسطین است.
[۲]. وقایع خونین پیش از سال ۱۹۸۷ بهروشنی دلالت بر این دارند که تجاوز و کشتار، پیشزمینهای هستیشناختی و تاریخی برای پیدایش مقاومت بوده است. مقاومت، در این معنا، نه مبدأ خشونت بلکه پاسخ دیرهنگام به سرکوب مداوم و سازمانیافتهای است که بنیانهای زیستی و فرهنگی یک ملت را در معرض نابودی قرار داده است.































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.