چکیده
این رویکرد با تبیین ساختار قبض و بسط زمان، حقیقت زمانی را نه بهعنوان امتدادی خطی و منفصل، بلکه بهمثابه نظامی پویا، چندلایه و مراتبمند تحلیل میکند که در آن حالت فشردگی و گشودگی، دو مرحله پیوسته از یک جریان واحد وجودی به شمار میآیند؛ بهگونهای که مراتب اجمال و تفصیل، نهفتگی و آشکارگی، وحدت و کثرت درون یک ساختار هماهنگ زمانی معنا مییابند. بر این اساس، هر مرتبه از بسط زمانی ریشه در ظرفیتهای نهفته قبض اولیه دارد و هر تکثر ظهوری قابلیت بازگشت تحلیلی به منشأ وحدانی خود را حفظ میکند. این نگرش، زمان را دارای هویت درونی و زاینده میداند که از طریق حرکت میان انقباض و انبساط، زمینه تحقق تدریجی مراتب ظهور، شکلگیری حوادث و تکوّن تحولات تاریخی را فراهم میسازد. در این چارچوب، آغاز، استمرار و بازگشت زمان سه مرحله جدا از هم نیستند، بلکه حلقههای پیوسته یک فرآیند واحد وجودی هستند که در آن حقیقت از حالت اجمالی به مراتب تفصیلی انتقال یافته و دوباره امکان ارجاع به اصل نخستین خود را پیدا میکند. همچنین این رویکرد امکان بازخوانی رخدادهای تاریخی و مراتب تحقق را بر پایه نسبت میان ظرفیت پنهان و ظهور آشکار فراهم ساخته و نشان میدهد که تغییرات زمانی، صرفاً جابهجاییهای ظاهری نیستند، بلکه بیانگر تحول در درجات ظهور و فعلیت حقیقت میباشند. از این منظر، زمان دارای نظم درونی، حرکت مستمر و ساختاری پویا است که در آن وحدت مبدأیی در عین تکثر مراتب حفظ شده و هر مرحله از تحقق، بخشی از مسیر آشکارشدن ظرفیتهای نهفته وجودی محسوب میگردد. بر همین اساس، نظریه قبض و بسط زمان چارچوبی برای فهم پیوستگی میان مبدأ و منتها، اجمال و تفصیل، ثبات و تحول و همچنین ارتباط میان ساختار وجودی زمان و فرآیند تحقق حوادث در گستره هستی ارائه میدهد. در نهایت، قبض و بسط زمان بهعنوان الگویی برای تبیین حرکت از وحدت به کثرت و از کثرت به وحدت، جایگاهی بنیادین در تحلیل هستیشناختی زمان پیدا میکند.
واژگان کلیدی
قبض و بسط زمان، مراتب زمانی، وحدت و کثرت، اجمال و تفصیل، ساختار وجودی زمان، حقیقت زمان، انقباض وجودی، انبساط ظهوری، مبدأ فشرده زمانی، گسترش مراتب ظهور، پیوستگی زمانی، بازگشت به وحدت، حرکت وجودی زمان، تجدد دائمی، زمان غیرخطی، مراتب تحقق، ظهور تدریجی.
اصول








نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.