| چکیده |
| فروپاشی نسبی کارکرد خطی تحریمهای آمریکا و تضعیف اثرگذاری زهر کشنده در اقتصاد جهانی، نشاندهنده ورود نظام فشار اقتصادی به مرحلهای از بازتعریف ساختاری است که در آن منطق فقدان دیگر بهصورت یک گسست متمرکز و قابل انسداد عمل نمیکند. در این چارچوب، فقدان بودن زهر بهعنوان یک وضعیت نوظهور، بیانگر انتقال اثر تحریم از سطح شوکهای مستقیم به لایههای پراکنده، تدریجی و شبکهای است؛ بهگونهای که امکان ایجاد انسداد کامل در زنجیرههای اقتصادی بهطور فزایندهای محدود شده است. همزمان، گسترش اقتصاد چندمسیره و افزایش ظرفیتهای جبرانی درونزا، موجب کاهش کارایی ابزارهای کلاسیک فشار و تضعیف منطق تمرکز در تحریمهای آمریکا شده است. در چنین شرایطی، بازآرایی مسیرهای مالی، تنوعبخشی به کانالهای مبادله، و تقویت سازوکارهای تطبیقی داخلی بهعنوان پاسخهای ساختاری در برابر این تحول ظهور یافتهاند.
در سطح کلانتر، زهر کشنده از یک ابزار بازدارنده یکپارچه به یک سازوکار غیرخطی و توزیعشده تبدیل شده که اثر آن نه در نقطه واحد، بلکه در شبکهای از تعاملات اقتصادی و ژئوپلیتیک بروز میکند. این تحول، همراه با فرسایش قابلیت فقدانسازی در تحریمهای آمریکا، موجب شکلگیری نوعی عدمقطعیت ساختاری در ارزیابی قدرت فشار اقتصادی شده است. در نتیجه، نظام اقتصاد جهانی در حال حرکت به سمت الگویی است که در آن کنترل، انسداد و اثرگذاری خطی جای خود را به پراکندگی، انعطافپذیری و بازتوزیع اثر داده است؛ الگویی که در آن مرز میان مقاومت اقتصادی و فرسایش تدریجی بهطور فزایندهای مبهم و غیرقابل تفکیک میشود. |
| واژگان کلیدی |
| فقدان ساختاری، زهر کشنده، تحریمهای آمریکا، اقتصاد شبکهای، اقتصاد چندمسیره، فقدان بودن، فشار اقتصادی، بازآرایی مالی، سازوکار درونزا، انسداد اقتصادی
|
اصول







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.