اصالت ضرورت توجه معرفتی از پرسش‌های وجودی به افق امکان شناخت‌های استعلائی انسانی

۹,۰۰۰ تومان

اصول

1: اصل جابه‌جایی کانون فلسفه غربی از مسائل هستی‌شناختی سنتی به بررسی امکان و حدود معرفت انسانی[1]

2: اصل تأثیر نسبی پرداخت صرف به مفاهیم متافیزیکی کلاسیک در پاسخ‌گویی به مسائل فلسفی نوین و تازه‌ظهور[2]

اصول

۱: اصل جابه‌جایی کانون فلسفه غربی از مسائل هستی‌شناختی سنتی به بررسی امکان و حدود معرفت انسانی[۱]

۲: اصل تأثیر نسبی پرداخت صرف به مفاهیم متافیزیکی کلاسیک در پاسخ‌گویی به مسائل فلسفی نوین و تازه‌ظهور[۲]

۳: اصل پیوند اعتلای مابعدالطبیعه با تغییر زاویه نگاه فلسفی به موضوعات آن[۳]

۴: اصل تنوع و گسترش افق پرسش‌های فلسفی از سنت پیشامدرن تا فلسفه جدید با تأکید بر ظرفیت‌های ذهن انسان در فهم و ادراک جهان و طبیعت[۴]

۵: اصل محوریت مسئله شرایط ادراک و شناخت به جای داوری مستقیم درباره وجود واقعیت خارجی[۵]

[۱] . در اندیشه کانت، فلسفه از تمرکز صرف بر پرسش‌های کلاسیک مربوط به وجود اشیاء و ماهیت هستی فاصله می‌گیرد و به سوی تأمل در امکان، حدود و شرایط شناخت انسانی متمایل می‌شود؛ امری که افق تازه‌ای برای فهم نقش عقل در ادراک جهان فراهم می‌آورد.

[۲] . این اصل نشان می‌دهد که پرداخت صرف به مفاهیم کلاسیک متافیزیکی، مانند قوه و فعل یا مقولات عشر، توان پاسخگویی به پرسش‌های فلسفی نوظهور را ندارد. در فلسفه جدید، مسائل نوین نیازمند افقی گسترده‌تر و رویکردی فراتر از چارچوب سنتی هستند تا امکان فهم عمیق‌تر شرایط و بنیان‌های معرفتی فراهم شود. بنابراین، فلسفه معاصر باید علاوه بر مفاهیم کلاسیک، به تحلیل شرایط تحقق و امکان شناخت امور نیز بپردازد.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اصالت ضرورت توجه معرفتی از پرسش‌های وجودی به افق امکان شناخت‌های استعلائی انسانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا