اصول
1: اصل تعلق آثار مترتب بر فعل اکراهی صرفاً به قصد و اختیار گوینده و نه به کل الفاظ تحمیلی[1]
2: اصل ضرورت تفکیک نگاه عرفی و نگاه شرعی در تشخیص صدق اکراه[2]
۸,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل تعلق آثار مترتب بر فعل اکراهی صرفاً به قصد و اختیار گوینده و نه به کل الفاظ تحمیلی[۱]
۲: اصل ضرورت تفکیک نگاه عرفی و نگاه شرعی در تشخیص صدق اکراه[۲]
۳: اصل عدم شرط بودن امکان تفصی به وسیله توریه برای تحقق صدق اکراه در نگاه شارع[۳]
۴: اصل اعتبار خوف بالفعل و تاثیر آن بر تحقق اکراه به شکل واقعی[۴]
۵: اصل ضرورت تحقق ضرر محسوس و واقعی برای اعتبار اکراه[۵]
[۱] . اثرات اعمال تحمیلی تنها به خصوصیات و قصد واقعی گوینده تعلق دارد و اصل اکراهی بودن فعل باعث نمیشود سایر جنبههای کلام مشمول اکراه شود؛ بنابراین، حدیث رفع تنها آثاری را برمیدارد که به اختیار و قصد فرد مرتبط است و نه بر کل فعل تحمیلی یا الفاظ بیانشده.
[۲] . تحقق اکراه باید هم از منظر عرفی و هم از منظر شرعی تحلیل شود؛ در نگاه عرفی اکراه زمانی صدق میکند که اراده و اختیار فرد تحت فشار تضعیف شود، اما نگاه شرعی ممکن است حتی در صورت امکان تفصی به توریه نیز اکراه را معتبر بداند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.