چکیده
این پژوهش با عنوان « اصالت فراتر بودن معنای طلب در امرونهی در معانی وجود و ایجاد» به بررسی یکی از مسائل بنیادین علم اصول فقه، یعنی حقیقت متعلق طلب، پرداخته و با تفکیک میان «وجود» به مفاد «کان» و «وجود» به مفاد «صار»، چارچوبی نو برای تحلیل این مسئله ارائه میکند. بر پایه این تحلیل، متعلق حقیقی طلب نه وجودِ محقق، بلکه صیرورت و تحقق یافتن فعل است و همین تفکیک، منشأ بسیاری از ابهامهای مشهور درباره تعلق امر به ایجاد یا وجود را روشن میسازد. پژوهش نشان میدهد که ایجاد و موجود شدن در حقیقت خارجی دارای وحدتاند، اما از حیث اعتبار و جهت انتساب، دو تحلیل مفهومی متفاوت دارند. همچنین جایگاه صیرورت در تبیین ماهیت امر، نهی، امتثال و تحقق خارجی افعال مکلفان بهصورت منسجم تبیین شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تحلیل دقیق مفاهیم وجود، ایجاد و صیرورت، بسیاری از اختلافات ظاهری اصولیان را قابل حل ساخته و دقت مفهومی در مباحث امر و نهی را افزایش میدهد. در کنار این دستاوردها، ضرورت گسترش بررسیهای فلسفی، اصولی و زبانی، تحلیل تطبیقی آرای اصولیان و تبیین آثار فقهی این دیدگاه نیز مورد توجه قرار گرفته است. در پایان، ارائه برنامههای پژوهشی میانرشتهای و تدوین الگوهای جامع برای پیوند میان فلسفه، اصول فقه و فلسفه زبان، افقهای تازهای را برای بازخوانی مسئله متعلق طلب و تحلیل دقیقتر نظام تکالیف شرعی ترسیم میکند.
واژگان کلیدی
متعلق طلب، وجود، ایجاد، صیرورت، امر و نهی، علم اصول فقه، اراده تشریعی، امتثال، تحقق خارجی، تحلیل مفهومی.
اصول
1: اصل بنیادین تمایز میان دو ساحت معنایی «وجود» به مفاد «کان» و «وجود» به مفاد «صار» و نقش تعیینکننده این تفکیک در تحلیل دقیق متعلق طلب در دانش اصول[1]
2: اصل اختصاص معنای «وجود» به مفاد «کان» به مرحله تحقق بالفعل و ثبوت خارجی متعلق در تحلیل مراتب تحقق فعل و امتثال تکلیف [2]
3: اصل تعلق حقیقی طلب به وجود به معنای «صار» و قرار گرفتن مفهوم صیرورت، تحقق یافتن و تبدیل حالت مفروض به حالت عینی در کانون تحلیل اصولی[3]












نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.