چکیده
این نوشتار به بررسی مسئله ضرورت احراز و اثبات اتصال سیرههای عقلائیه متشرعه به عصر معصومین: در فرآیند استنباط فقهی میپردازد و بر این نکته تأکید دارد که صرف مشاهده سیرههای موجود در جوامع معاصر برای کشف حجیت تاریخی کافی نیست. در این چارچوب، استمرار یا تغییر سیرهها در بستر تحولات فرهنگی، تمدنی و اجتماعی جوامع انسانی مورد توجه قرار میگیرد و امکان تغییر تدریجی در سعه و کیفیت سیرهها بهعنوان یک واقعیت تاریخی پذیرفته میشود. همچنین نقش قرائن روایی، تاریخی، عامالبلوی بودن مسائل و عدم وجود بدیل رفتاری بهعنوان ابزارهای کمکی در کشف سیرههای عصر معصومین تحلیل میگردد، هرچند هیچیک بهتنهایی برای اثبات قطعی کفایت ندارد. نوشتار بر تفکیک دقیق میان اصل وجود سیره و کیفیت تحقق آن تأکید کرده و تفاوت میان تغییرات بنیادین و تغییرات تدریجی را در تحلیل تاریخی ضروری میداند. از سوی دیگر، محدودیتهای معرفتی در فقهالحدیث، پیچیدگیهای زبانی روایات و فقدان دادههای مستقیم تاریخی، امکان احراز قطعی اتصال را دشوار میسازد. در این میان، لزوم تجمیع نظاممند قرائن عقلی، اجتماعی و نقلی برای تقویت فرآیند استنباط مطرح میشود. همچنین چالشهایی همچون تفاوت تمدنی جوامع، خلط میان سیره فردی و جمعی، و تأثیر پیشفرضهای اصولی بر تحلیل مورد توجه قرار میگیرد. در نهایت، این بحث نشان میدهد که تحلیل سیرههای عقلائیه متشرعه نیازمند رویکردی چندلایه، میانرشتهای و دقیق است تا بتواند میان واقعیت تاریخی و استنباط فقهی پیوندی قابل اعتماد برقرار سازد.
واژگان کلیدی
سیرههای عقلائیه متشرعه، اتصال تاریخی به عصر معصومین:، استنباط فقهی، قرائن روایی و تاریخی، تغییرات سیره عقلایی، عامالبلوی، انسداد باب علم، حجیت سیره، تحلیل تاریخی رفتار عقلاء.
اصول
1: اصل ضرورت احراز پیوستگی تاریخی و استمرار قابل دفاع سیرههای عقلائیه متشرعه در امتداد زمان تا عصر تشریع در فرآیند استنباط فقهی و تحلیل رفتار عقلایی[1]
2: اصل لزوم بررسی سیر تحول تاریخی، تمدنی و فرهنگی جوامع انسانی برای فهم استمرار یا تغییر سیرههای عقلائیه متشرعه در بسترهای متکثر اجتماعی[2]
3: اصل عدم کفایت وضعیت فعلی جوامع معاصر در اثبات قطعی سیرههای عقلائیه متشرعه در عصر معصومین: بدون اتکای به قرائن مکمل تاریخی و روایی معتبر[3]










نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.