| چکیده |
| مرجعیت ولایت الهی در این رویکرد، صرفاً نقش تأییدکننده نتایج معرفتی را بر عهده ندارد، بلکه هسته مرکزی فرآیند تبدیل دادههای پراکنده شناختی به یقینهای معتبر عقلانی و عقلایی به شمار میآید. دادههای حسی، تحلیلهای عقلی، تجربههای عقلایی و استنتاجهای ذهنی تا زمانی که در پرتو هدایت ولایی پالایش، ارزیابی و جهتدهی نشوند، از دستیابی به بالاترین سطح اعتبار معرفتی برخوردار نخواهند بود. ولایت الهی با تنظیم نسبت میان احتمال، ظن، اطمینان و یقین، زمینه عبور تدریجی معرفت از مراتب ناپایدار ادراک به ساحت یقینهای استوار و قابل اعتماد را فراهم میسازد. در این چارچوب، خطاهای پنهان در مقدمات استدلال، پیشفرضهای نادرست ذهنی و یقینهای صوری پیش از تثبیت نهایی شناسایی و اصلاح میشوند و میان عقل نظری، عقل عملی و عقل عقلایی نوعی هماهنگی و همافزایی پایدار شکل میگیرد. چنین فرایندی علاوه بر افزایش ضریب اطمینان معرفتی، از چندمرجعی شدن معیارهای داوری، ارتقای نابجای ظنون به مرتبه یقین و پراکندگی نظام شناخت جلوگیری میکند. در مقابل، گسست از مرجعیت ولایت الهی میتواند موجب آشفتگی در ارزیابی دادهها، اختلاط میان یقین حقیقی و یقیننمای کاذب، ناپایداری باورها و ضعف در تشخیص مسیر صحیح استدلال شود. ازاینرو، دستیابی به یقین عقلانی و عقلایی معتبر نیازمند نظامی است که در آن هدایت ولایی، تمامی مراحل تولید، ارزیابی، پالایش و تثبیت معرفت را بهصورت مستمر راهبری و اعتباربخشی نماید.
|
| واژگان کلیدی |
| مرجعیت اهلالبیتD، معرفت ولائی، احتمال معرفتی، ظن عقلایی، یقین وحیانی، علمالیقین، عینالیقین، اعتبار معرفتی، هدایت ولائی، تکامل شناخت
|
اصول


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.