| چکیده |
| معرفت ولائی هنگامی از استحکام، انسجام و اعتبار نهایی برخوردار میشود که همه مراتب ادراک، از نخستین احتمالها و گمانهای ابتدایی تا عالیترین سطوح یقین، در پرتو مرجعیت اهلالبیتD سامان یابند و مورد ارزیابی قرار گیرند. در این چارچوب، هیچ سطحی از شناخت، اعم از تصور، ظن، اطمینان، علمالیقین و عینالیقین، مستقل از هدایت ولائی واجد اعتبار نهایی نیست؛ بلکه رشد طبیعی معرفت در گرو عرضه مستمر همه دریافتهای عقلی، عقلایی و شهودی بر معیارهای اهلالبیتD است. چنین رویکردی ضمن جلوگیری از تثبیت خطاها، اختیالات و برداشتهای شتابزده، مسیر تکامل شناخت را به سوی حقیقت هموار میسازد و میان مراتب مختلف فهم، هماهنگی و وحدت ایجاد میکند. مرجعیت ولائی همچنین امکان تمایز میان احتمالات معتبر و نامعتبر، ظنون موجه و ناموجه، و یقینهای اصیل و غیر اصیل را فراهم میآورد و از پراکندگی معرفتی و تعدد معیارهای داوری جلوگیری میکند. در مقابل، فقدان این مرجعیت موجب سرگردانی معرفت در میان ارزیابیهای متعارض، انباشت برداشتهای ناتمام، ضعف در اصلاح خطاها و گسست میان ساحتهای مختلف ادراک خواهد شد. ازاینرو، طراحی سازوکارهای ارزیابی، پالایش و هدایت مستمر مراتب شناخت بر اساس مرجعیت اهلالبیتD زمینه شکلگیری نظامی جامع را فراهم میکند که در آن حرکت از احتمال تا یقین، مسیری هدفمند، منسجم و منتهی به تحقق معرفت ولائی خواهد بود.
|
| واژگان کلیدی |
| مرجعیت اهلالبیتD معرفت ولائی، احتمال معرفتی، ظن عقلایی، یقین وحیانی، علمالیقین، عینالیقین، اعتبار معرفتی، هدایت ولائی، تکامل شناخت
|
اصول









نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.