اصالت تقدمِ بازسازیِ حسِ امکانِ تغییر بر هرگونه برنامه توسعهای در شرایطِ انسدادِ افقهای ذهنی و آیندهساز جامعه
چکیده
این نوشتار بر این ایده استوار است که در شرایطی که افقهای ذهنی و آیندهساز جامعه دچار انسداد شدهاند، هرگونه برنامه توسعهای برای دستیابی به نتایج پایدار نیازمند بازسازی حس امکان تغییر در سطح فردی و جمعی است. تضعیف توانایی تصور آیندههای متفاوت، کاهش اعتماد به امکان دگرگونی و محدود شدن تخیل اجتماعی، ظرفیت جامعه را برای مشارکت در فرآیندهای توسعه کاهش میدهد. ازاینرو، احیای ادراک امکان تغییر، تقویت آیندهنگری، بازآفرینی روایتهای امیدبخش، گسترش گفتوگوی اجتماعی و پیوند دوباره میان تجربههای گذشته، واقعیتهای امروز و چشماندازهای آینده، زمینه شکلگیری نگرشهای توسعهمحور و افزایش توان جامعه در مواجهه با تحولات اجتماعی را فراهم میسازد. در این نگاه، توسعه زمانی از پشتوانه اجتماعی و پایداری لازم برخوردار خواهد بود که جامعه ابتدا توان ذهنی و شناختی خود را برای تصور و پذیرش آیندههای متفاوت بازیابد.
واژگان کلیدی
حس امکان تغییر، بازسازی ذهنی، توسعه، افقهای ذهنی، آیندهسازی، آیندهنگری، تخیل جمعی، ادراک اجتماعی، نگرشهای ذهنی، تصور آینده، روایتهای جمعی، حافظه اجتماعی، اعتماد به تغییر، مشارکت اجتماعی، تحول اجتماعی، ظرفیت شناختی، خلاقیت اجتماعی، چشمانداز آینده، توسعه پایدار، جامعه.
اصول
۱: اصل بنیادین جایگاه حس امکان تغییر در شکلدهی به افقهای آیندهساز جامعه پیش از هر نگاه توسعهای در شرایط محدودشدن تصور جمعی[1]
۲: اصل اولویت احیای ادراک امکان دگرگونی اجتماعی پیش از طراحی هر چارچوب توسعهای در فضای محدودشدن تخیل جمعی و افقهای آیندهساز[2]
۳: اصل بازآفرینی ظرفیت تصور آیندههای ممکن در شرایط بستهشدن مسیرهای ذهنی و کاهش ارتباط میان تجربه امروز و چشمانداز فردا[3]

















نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.