| چکیده
حکمرانی ولائی زمانی به بالاترین سطح کارآمدی و مشروعیت خود دست مییابد که اعمال ولایت با رحمت، محبت، کرامت انسانی و لطف نسبت به همه انسانهای تحت حاکمیت درآمیزد و قدرت در مسیر خدمت، خیرخواهی و تعالی جامعه به کار گرفته شود. در چنین نگرشی، شایستگی متصدّیان حکمرانی با ورع، حلم، حسن ولایت، خیرخواهی و رفتار پدرانه سنجیده میشود و اخلاق رحمانی به مبنای پایدار سیاستگذاری، تصمیمسازی و اداره جامعه تبدیل میگردد. تحقق این رویکرد، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشروعیت اخلاقی، همبستگی ملی، امنیت روانی و مشارکت آگاهانه مردم را تقویت کرده و چهرهای کرامتمدار و مردمگرا از حکمرانی ولائی پدید میآورد. در مقابل، فاصله گرفتن از این مبانی، به تضعیف پیوند قلبی میان مردم و حاکمیت، فرسایش سرمایه اخلاقی و اجتماعی، کاهش مقبولیت عمومی، گسترش احساس تبعیض و مخدوش شدن سیمای رحمانی ولایت میانجامد. با وجود این، تحقق عملی چنین الگویی با چالشهایی همچون برقراری توازن میان اقتدار و رحمت، حفظ شمول کرامت انسانی، جلوگیری از غلبه منفعتطلبی، صیانت از اخلاق مدیریتی و هماهنگی رفتار همه سطوح حکمرانی روبهرو است. ازاینرو، استقرار نظامهای تربیت و ارزیابی مدیران، صیانت از کرامت انسانی، بازآفرینی فرهنگ سازمانی، توسعه مشارکت همدلانه مردم، اصلاح فرآیندهای خدمترسانی، تقویت نظارت اخلاقمحور و ترویج فرهنگ محبت و اخوت، زمینه تحقق پایدار این الگوی حکمرانی و تعمیق پیوند میان حاکمیت و جامعه را فراهم میآورد. واژگان کلیدی حکمرانی ولائی رحمتمحور، محبت و مهرورزی حاکمان، کرامت انسانی، لطف در مقام تصدّی، پیوند قلبی امت و امام، حسن ولایت، سرمایه اجتماعی، مشروعیت اجتماعی، اخلاق حکمرانی، تکریم انسانها اصول 1: اصل وابستگی شایستگی تصدّی حکمرانی ولائی رحمتمحور به تحقق الگوی پدرانه، خیرخواهانه و مسئولیتآفرین در نسبت میان زمامدار و همه انسانهای تحت حاکمیت[1] ۲: اصل ریشهداشتن تمامی تصمیمها و کنشهای مدیریتی در رحمت نهادینهشده در شخصیت متصدّی حکمرانی ولائی، نه در مصلحتاندیشیهای مقطعی و رفتارهای ظاهری[2] ۳: اصل نقش بنیادین محبت قلبی در شکلگیری اعتماد عمومی و استحکام پیوند پایدار میان حاکمیت ولائی و جامعه انسانی تحت اداره آن[3] |










نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.