در روانشناسی نیز این بحث مطرح است که اگر فردی مرتکب گناهی شد، نباید آن را مستقیماً به روی او آورد. توصیه میشود که به صورت غیرمستقیم به او تذکر داده شود، اما از مواجهه مستقیم و بیان صریح خطا باید اجتناب کرد. دلیل این امر آن است که عیب فرد مستور باقی بماند. اساساً علت حرمت اموری چون تهمت و غیبت نیز همین است؛ تهمت، عیبی را ایجاد میکند و غیبت، عیب موجود را آشکار میسازد. هدف از این دستورات آن است که عیوب افراد پوشیده بماند تا فرصت سعادت از طریق تلاشهای جبرانی، برای آنان محفوظ باقی بماند.
گعده ۱۴۰۴/۰۷/۰۱
۶,۰۰۰ تومان
حکمت ۵۱: «وَ قَالَ (علیه السلام): عَیْبُکَ مَسْتُورٌ، مَا أَسْعَدَکَ جَدُّک.»
تحلیل راهبردی سعادت در گرو پنهانسازی عیوب با تکیه بر حکمت علوی
مقدمه
«أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابیالقاسم محمد، اللهم صل علی محمد و آل محمد، و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین، لا سیما بقیه الله فی الارضین، و اللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.»
امیرالمؤمنین در حکمت ۵۱ نهجالبلاغه جملهای عمیق بیان فرمودهاند: «عَیْبُکَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَکَ جَدُّکَ»؛ «عیب تو تا زمانی که پنهان است، جَد و اقبال تو یاریات میکند.»
روز گذشته به کلیّات این موضوع پرداخته شد، اما نکات دقیقی در این بیان وجود دارد که شایسته بررسی است. نکته نخست آن است که سعادت و شقاوت انسان، به پوشیده ماندن یا آشکار شدن عیوب او بستگی دارد. به عبارت دیگر، فردی که عیوبش برای همگان آشکار میشود، به سمت معضلات شدیدتری سوق داده میشود.
رابطه مستور ماندن عیوب و انگیزه جبران
در روانشناسی نیز این بحث مطرح است که اگر فردی مرتکب گناهی شد، نباید آن را مستقیماً به روی او آورد. توصیه میشود که به صورت غیرمستقیم به او تذکر داده شود، اما از مواجهه مستقیم و بیان صریح خطا باید اجتناب کرد. دلیل این امر آن است که عیب فرد مستور باقی بماند. اساساً علت حرمت اموری چون تهمت و غیبت نیز همین است؛ تهمت، عیبی را ایجاد میکند و غیبت، عیب موجود را آشکار میسازد. هدف از این دستورات آن است که عیوب افراد پوشیده بماند تا فرصت سعادت از طریق تلاشهای جبرانی، برای آنان محفوظ باقی بماند.
بیان امیرالمؤمنین که فرمودند: «عیب تو پنهان است»، به این شرط محقق میشود که فرد برای رسیدن به سعادت، تلاشی مجدانه و سنگین به کار گیرد. بنابراین، اگر عیب کسی را بر او آشکار سازید، در حقیقت فرصت سعادت را از او سلب کردهاید، زیرا با این کار، انگیزه تلاش را از او گرفتهاید. چنین فردی با خود میاندیشد که دیگر کار از کار گذشته است.
در همین زمینه، داستانی از یکی از اصحاب معصومین نقل شده است. وی نزد حضرت آمد و از غیبت شخصی پرسید. امام فرمودند: «فلانی کجاست؟» او پاسخ داد که آن شخص در ماه رمضان روزهخواری میکند. حضرت، با وجود علم به موضوع، علت را جویا شدند. آن فرد گفت که شخص مذکور چنین استدلال میکند: «من که سرنوشتم جهنم است، پس چرا دنیای خود را نیز از دست بدهم؟ بهتر است به دنیای خود بپردازم، زیرا آخرتم را از دست دادهام و عاقبتم جهنم خواهد بود.»
حضرت پرسیدند: «چرا او چنین باوری دارد؟ مگر چه گناهی مرتکب شده که اینگونه سخن میگوید؟»
آن شخص داستان را چنین بازگو کرد: «یک شب هارونالرشید مرا در نیمه شب احضار کرد و پرسید: چه میزان حاضر به فداکاری در راه من هستی؟ گفتم حاضرم تمام اموالم را بدهم. او گفت: به درد من نمیخوری. هنوز به در خانه نرسیده بودم که پیک دوّم رسید و گفت امیر تو را مجدداً احضار کرده است. بازگشتم و دریافتم که کار مهمی در پیش است. این بار پرسید: چقدر حاضر به جانفشانی در راه من هستی؟ گفتم: حاضرم ناموسم را فدا کنم. گفت: اکنون به دردم میخوری. هنوز به در خانه نرسیده بودم که پیک سوّم رسید و مرا فراخواند. این بار متوجه شدم که خواسته بسیار خطیری دارد. پرسید: چقدر برای من هزینه میکنی؟ گفتم: دینم را میدهم. گفت: حالا شد! این شمشیر را بگیر و به فلان خانه برو. در آنجا سه اتاق وجود دارد. در اتاق اوّل را باز کن، همگی نوجوان هستند. همه را بکش و در چاه اوّل بینداز. در اتاق دوّم همگی جوان هستند. گردن همه را بزن و در چاه دوّم بینداز. در اتاق سوّم همگی پیرمرد هستند. آنها را نیز گردن بزن. در مجموع ۱۸۰ نفر را درجا به قتل برسان. من به آن خانه رفتم و متوجه شدم که همگی از سادات و فرزندان حضرت زهرا، از نسل حسنی یا حسینی، هستند. تمام آنها را به قتل رساندم. حال که من قاتل ۱۸۰ نفر از سادات هستم، قطعاً به جهنم خواهم رفت و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.»
حضرت با شنیدن این ماجرا بسیار متأثر شدند و فرمودند که ناامیدی این شخص از گناهش بدتر است. این سخن به این معناست که یأس، انگیزه هرگونه تلاش برای جبران را از بین میبرد.
نقش غفران الهی و مذمت افشای عیوب
خداوند متعال میفرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ… إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ». این آیه برای ما مؤمنان بسیار امیدبخش است. انشاءالله که تا پایان عمر مؤمن بمانیم و در راه خدا به شهادت برسیم. در روز قیامت، ما با خداوند ملاقات میکنیم. خداوند نامه اعمال را در مقابل ما قرار میدهد و میفرماید: …































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.