حضرت میفرمایند: «الْبُخْلُ عَارٌ»؛ «بخل ننگ است». اگرچه سخن در باب بخل بسیار است، اما در این موضع، امام بخل را به مثابه ذلتی معرفی مینمایند که همچون طوقی بر گردن فرد بخیل باقی میماند. ایشان در تبیین تفاوت میان «جود» (بخشش) و «بخل» میفرمایند: همانگونه که کرامت و بخشش موجب میشود حتی دشمنان نسبت به انسان مهر بورزند، خصلت بخل سبب میگردد که حتی فرزندان انسان نیز نسبت به پدر خویش دشمنی ورزند.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۹/۰۹
۹,۰۰۰ تومان
حکمت ۳: وَ قَالَ (علیه السلام): الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَهٌ، وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ [حَاجَتِهِ] حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ.
و درود خدا بر او که فرمود: بخل ننگ و ترس نقصان است. و تهیدستى مرد زیرک را در برهان کند مىسازد، و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است.
بررسی اسناد تاریخی پس از رحلت پیامبر اکرم
موضوع: تحلیل مبانی اخلاقی در نهجالبلاغه و بررسی اسناد تاریخی پس از رحلت پیامبر اکرم
بخش اوّل: مقدمه و استعانت
«پناه میبرم به خداوند متعال از شر شیطان راندهشده. به نام خداوند بخشنده مهربان. ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و درود و تحیت خداوند بر سرور ما، حضرت محمّد و خاندان پاک و مطهر ایشان باد. بارالها! بر محمّد و آل محمّد درود فرست. درود بر حضرت بقیهالله در زمین و لعنت خداوند بر تمامی دشمنان ایشان از اکنون تا روز قیامت.
* * *
بخش دوّم: تحلیل آموزههای اخلاقی و اجتماعی در حکمت سوّم نهجالبلاغه
مولای متقیان، امیرالمؤمنین، در حکمت سوّم از حکمتهای نهجالبلاغه، پیروان خویش را با بیانی عمیق از رذایل اخلاقی برحذر میدارند و به تحلیل روانشناختی و جامعهشناختی صفات زیر میپردازند:
۱: پدیده بخل و پیامدهای اجتماعی آن
حضرت میفرمایند: «الْبُخْلُ عَارٌ»؛ «بخل ننگ است». اگرچه سخن در باب بخل بسیار است، اما در این موضع، امام بخل را به مثابه ذلتی معرفی مینمایند که همچون طوقی بر گردن فرد بخیل باقی میماند. ایشان در تبیین تفاوت میان «جود» (بخشش) و «بخل» میفرمایند: همانگونه که کرامت و بخشش موجب میشود حتی دشمنان نسبت به انسان مهر بورزند، خصلت بخل سبب میگردد که حتی فرزندان انسان نیز نسبت به پدر خویش دشمنی ورزند.
۲: آسیبشناسی ترس (جُبن)
امام میفرمایند: «وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَهٌ». ترس و بزدلی برای شیعیان آن حضرت نقصانی بزرگ محسوب میشود، چرا که این صفت انسان را از اقدام و عمل بازمیدارد.
ثروت و مکنت مالی زمانی ارزشمند است که با جود و بخشش همراه باشد، در غیر این صورت، همان مال مایه ننگ خواهد بود. به همین ترتیب، شایسته است که انسان واجد صفت شجاعت باشد، زیرا ترس نوعی کاستی است که فرد را از انجام امور، به ویژه در هنگامه جهاد که شرط آن دلیری است، بازمیدارد.
۳: فقر و تأثیر آن بر استدلال (نظریه الکنت)
حضرت میفرمایند: «وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ»؛ «فقر، زبان انسان زیرک را در بیان استدلالهایش به لکنت میاندازد.» شخص فقیر ممکن است بر حقایق واقف باشد و قصد سخن گفتن داشته باشد، اما به دلیل ضعف در پشتوانه اقتصادی و احساس عدم کفایت، بر این باور است که کلامش شنیده نمیشود و سخن گفتن تنها بر ضعف او میافزاید.
۴: تحلیل مفهوم غربت و تمایز میان «فقیر» و «مُقِل»
در فرازی دیگر میفرمایند: «وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ»؛ «انسان کمبرخوردار در شهر خود نیز غریب است». در حکمتی دیگر، حضرت تمایزی دقیق میان «فقیر» و «مُقِل» قائل شدهاند:
الف: «فقیر»: کسی است که اظهار نیاز و فقر میکند.
ب: «مُقِل»: فردی است که تهیدست است اما بر زبان نمیآورد و مناعت طبع دارد.
فرد دارا حتی در سفر نیز احساس غربت نمیکند، زیرا مکنت مالی او امکاناتی را فراهم میآورد که دیگران با او طرح دوستی میریزند و آسایش او تضمین میشود. اما فرد کمبرخوردار (مُقِل) حتی در میان نزدیکان و در موطن خویش نیز غریب است، چرا که اطرافیان با این توجیه که «حضور ما باعث شرمندگی و اذیت او میشود»، از معاشرت با وی اجتناب میورزند.
* * *
بخش سوّم: واکاوی تاریخی وقایع پس از رحلت رسول اکرم
در ادامه بررسی سیره تاریخی، یکی از مباحث حائز اهمیت، رخدادهای پس از رحلت پیامبر و مسئله غصب فدک است. اگرچه برخی فرازهای این برهه در مباحث آتی بررسی خواهد شد، اما تمرکز بر نامهای بسیار روشنگرانه، صریح و کمتر پرداختهشده از امیرالمؤمنین خطاب به ابوبکر ضروری است.
۱: اسناد و ساختار نامه
امیرالمؤمنین علاوه بر حضور در مسجد برای اقامه شهادت و دفاع از حق، نامهای …











نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.