امیرالمؤمنین در حکمت هشتادوششم میفرمایند: «رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلامِ». یکی از مسائل مهم، به ویژه در مسائل اجتماعی که به قوت بازوی جوانان نیاز دارند یا به عنوان مثال در جنگ که نیاز به نیروی رزمی وجود دارد، آن را میفرمایند: رأی و نظر یک شیخ آزموده، نزد من از جلادت و دلاوری جوانی که تجربه ندارد، محبوبتر و ارزشمندتر است. در چند نسخه آمده است: «مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ». یعنی از حضور آن جوان در میدان نیز، نظر آن پیر کارکشته و باتجربه برای من مهم و ارزش بیشتری دارد.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۸/۲۰
۱۲,۰۰۰ تومان
حکمت ۸۶: وَ قَالَ (علیه السلام): رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ.
وَ [یُرْوَى] رُوِیَ مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ
و درود خدا بر او، فرمود: اندیشه پیر در نزد من از تلاش جوان خوشایندتر است. (و نقل شده که تجربه پیران از آمادگى رزمى جوانان برتر است).
بخش اوّل: تحلیل وقایع پس از رحلت رسول اکرم
۱: تبیین حکمت هشتادوششم نهجالبلاغه
امیرالمؤمنین در حکمت هشتادوششم میفرمایند: «رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلامِ». یکی از مسائل مهم، به ویژه در مسائل اجتماعی که به قوت بازوی جوانان نیاز دارند یا به عنوان مثال در جنگ که نیاز به نیروی رزمی وجود دارد، آن را میفرمایند: رأی و نظر یک شیخ آزموده، نزد من از جلادت و دلاوری جوانی که تجربه ندارد، محبوبتر و ارزشمندتر است. در چند نسخه آمده است: «مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ». یعنی از حضور آن جوان در میدان نیز، نظر آن پیر کارکشته و باتجربه برای من مهم و ارزش بیشتری دارد.
۲: نمونه تاریخی: نبرد احزاب و تدبیر سلمان فارسی
مثال مشهور این حکمت، در جنگ احزاب تجلی یافت. وقتی تمام گروهها علیه اسلام متحد شدند، رسول گرامی اسلام به نیرو نیاز داشت. اما یک نظر از جانب سلمان فارسی یا سلمان محمّدی مبنی بر حفر خندق در اطراف شهر مدینه تا دشمن نتواند به سهولت وارد شهر شود، تبدیل شود. این یک پیشنهاد بود که مورد پذیرش و رسول گرامی اسلام قرار گرفت و در پی آن، پیرامون شهر مدینه، که در آن زمان وسعتی نداشت، خندقی حفر شد.
بنابرای امیرالمؤمنین میفرمایند که در میدان نبرد، اگر فرض کنیم تعداد جوانان حاضر در جنگ را با نظر یک پیر کارکشته که شاید خود را در میدان نیز حضور نیابد مقایسه کنیم، آن نظر من محبوبتر است.
۳: نتیجهگیری: تلفیق تجربه و نیروی جوانی
این بحث، گستره وسیعی دارد. اساساً، اتحاد میان نیرو و نشاط جوانی با نیروی فکر و توان تجربه، به راستی امور را به پیش میبرد. این اصل هم در امور اجتماعی، هم در امور خانوادگی و هم در امور فردی صادق است. انسان گاهی میتواند از یک شخص سالخورده کمکی برای مشاوره دریافت کند که یک جوان قادر به ارائه آن نیست.
بخش دوّم: تحلیل وقایع پس از رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
۱: تاریکی فضا و نقش روشنگرانه حضرت فاطمه زهرا
پس از رحلت رسول گرامی اسلام میدان به قدری تاریک شد که تنها حقیقت نور وجود صدیقه طاهره، حضرت فاطمه زهرا، میتوانست این فضا را روشن کند و راه را برای دیگران، به خصوص حضرت برای کسانی که نسبت به رسول گرامی اسلام هستند.
۲: سیاست خنثیسازی میراث نبوی
جریان مقابل، سیاستی را در پیش گرفته بود که بر اساس آن هر چه امیرالمؤمنین و رسول گرامی اسلام تلاش کرده بودند را خنثی کنند.
الف: واقعه «قلم و دوات»
شخص رسول گرامی اسلام که جان عالمین فدای ایشان باد، فرمودند: «کاغذ و قلمی بیاورید تا من وصیت بنویسم». اما به راحتی نسبتی به آنها دادند که به یک انسان عادی نیز نمیتوان چنین نسبتی داد و مانع از نگارش وصیت نهایی توسط آنها شدند. اما آنها با سوءاستفاده اینگونه توجیه میکردند که آنها چیزی ننوشتهاند و اکنون چه میخواهند بنویسند. در حالی که ایشان نمینوشتند، بلکه بیان میفرمودند و دیگران کتابت میکردند. نه آنها قدرت نوشتند.
ب: استدلال خنثیسازی امیرالمؤمنین
آنها با توجیهاتی از این دست، تمام استدلالهای مولا علی را خنثی میکردند.
* * *
بخش سوّم: در مسجد و موضوع بیعت
۱: صحنه رویارویی و استدلالات متقابل
پس از آن مولای عالَم را با دستان بسته به مسجد آوردند، ایشان را بر زمین نشان دادند در حالی که عمامه بر سر نداشتند و بر بالای منبر نشستند. امیرالمؤمنین بیاناتی ایراد فرمودند. ابوبکر در مقابل گفت: «تمام برتریهایی که تو میگویی صحیح است. رسول گرامی اسلام فضائل شما را برشمردند و همه را ما قبول داریم». این شیوه بسیار عجیب بود او ابتدا فضائل را میپذیرد تا همگان بگویند ابوبکر را قبول کند، اما …























































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.