اصول
۱: اصل تعدد جریانهای فکری در سراسر جهان اسلام و نقش آنها در شکلدهی پاسخهای بومی و محلی به مسائل فلسفی و فرهنگی پیچیده[۱]
۲: اصل تأثیر حکمت پیش از اسلام، مکاتب کلامی و عرفانی بر شکلگیری مبانی فلسفه اسلامی و جایگاه آن در ایجاد پاسخهای عقلانی به مسائل اجتماعی و انسانی[۲]
۳: اصل گستردگی جغرافیایی تلاشهای فلسفی و تأثیر آنها در ایجاد جریانهای نوین و اصیل فکری در نقاط مختلف جهان اسلام[۳]
۴: اصل اثرگذاری آثار تمامی فیلسوفان اسلامی در شکلدهی به سنت فلسفی و ضرورت توجه به جریانها و اندیشههای کمتر شناخته شده[۴]
۵: اصل قابلیت اثرگذاری فلسفه اسلامی در مجامع علمی جهانی به عنوان سنتی اصیل و معتبر با ظرفیت غنی برای گفتوگوهای فلسفی متوازن و بینالمللی[۵]
[۱] . جریانهای فکری در مناطق مختلف جهان اسلام، از شبهقاره هند تا شمال آفریقا، آسیای صغیر و آسیای مرکزی، پاسخهایی منحصر به فرد و بومی به پرسشهای فلسفی ارائه کردهاند که بخش مهمی از سنت فلسفی را تشکیل میدهند و درک کامل تاریخ این سنت بدون لحاظ آنها ناقص خواهد بود.
[۲] . فلسفه اسلامی به واسطه تعامل با حکمت ایرانی پیش از اسلام، مکاتب کلامی مانند معتزله، اشاعره و ماتریدیه، و جریانهای عرفانی، دارای عمق تاریخی و تنوع فکری گستردهای است که موجب غنای اندیشه و پاسخگویی به مسائل پیچیده فکری میشود.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.