اصول
1: اصل تعریف دقیق و روشن تعصب به عنوان وابستگی غیرمنطقی، محدودیت در درک حقیقت و فدا شدن حق در برابر شخصیت یا دیدگاه [1]
2: اصل وحدت میان شخص و شاخص به عنوان عامل جلوگیری از شکلگیری تعصب و تضمین دفاع از حقیقت به جای افراد یا منافع شخصی[2]
۱۰,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل تعریف دقیق و روشن تعصب به عنوان وابستگی غیرمنطقی، محدودیت در درک حقیقت و فدا شدن حق در برابر شخصیت یا دیدگاه [۱]
۲: اصل وحدت میان شخص و شاخص به عنوان عامل جلوگیری از شکلگیری تعصب و تضمین دفاع از حقیقت به جای افراد یا منافع شخصی[۲]
۳: اصل تقدم قواعد کلی بر مصادیق جزئی به عنوان عامل کاهش زمینههای تعصب و تقویت درک منطقی و تحلیلی [۳]
۴: اصل واکنش ذهنی فرد متعصب در مواجهه با قواعد کلی و مصادیق واقعی به عنوان نشانه میزان تعصب و ضعف فکری[۴]
۵: اصل حساسیت فرد متعصب نسبت به مصادیق مورد علاقه و تلاش برای توجیه یا انکار آنها به جای پذیرش حقیقت و اصلاح رفتار[۵]
[۱] . تعصب زمانی رخ میدهد که فرد، بدون توجه به شواهد و منطق، پایبند چیزی باشد تا حدی که حتی در مواجهه با حقیقت نیز حاضر به پذیرش آن نباشد. این وابستگی غیرمنطقی، درک درست و استفاده از هدایت را برای انسان غیرممکن میسازد و باعث میشود اشتباهات آشکار نادیده گرفته شوند یا توجیه شوند.
[۲] . هرگاه میان شخصیت فرد و شاخص مورد دفاع دوگانگی وجود داشته باشد، امکان تعصب پدید میآید. در مقابل، در مواردی که شخص و شاخص یکی هستند، مانند ائمه معصومین و نوّاب ایشان، دفاع از شخص، دفاع از حقیقت محسوب میشود و هیچگونه زمینهای برای تعصب شکل نمیگیرد.






نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.