بر این اساس، شخصی که بدون یار و یاور است یا یاران خویش را به واسطۀ شهادت یا درگذشت از دست میدهد، به نوعی غربت میگرداند. حتی اگر آن شخص، برترین فرد در عالم هستی باشد، بدون یاور، غریب خواهد بود. این وضعیتی بود که رسول گرامی اسلام در پایان حیات خویش با آن مواجه شدند و نیز همان غربتی بودند که امیرالمؤمنین میدیدند.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۱۹
۱۳,۰۰۰ تومان
حکمت ۶۵: «وَ قَالَ (علیه السلام): فَقْدُ الْأَحِبَّهِ غُرْبَهٌ»
و درود خدا بر او، فرمود: از دست دادن دوستان غربت است.
مقدمه: تبیین مفهوم غربت در کلام امیرالمؤمنین
أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اللهم صلی الله علیه و آله و سلم، لا سیما بقیه الله فی الارضین، و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
امیرالمؤمنین در حکمت ۶۵ از حکمتهای نهجالبلاغه عبارتی را بیان میکند که تنها از سه کلمه تشکیل شده است، اما هر سه کلمه آن بسیار تاثیرگذار است: «فَقْدُ الْأَحِبَّهِ غُرْبَهٌ».
ایشان در این بیان، مفهوم غرب را به این صورت تعریف میکنند که فقدان یاران و عزیزان خود را غربت میدانند. بنابراین، غربت امیرالمؤمنین را در این عبارت ایشان تبیین کردند.
بر این اساس، شخصی که بدون یار و یاور است یا یاران خویش را به واسطۀ شهادت یا درگذشت از دست میدهد، به نوعی غربت میگرداند. حتی اگر آن شخص، برترین فرد در عالم هستی باشد، بدون یاور، غریب خواهد بود. این وضعیتی بود که رسول گرامی اسلام در پایان حیات خویش با آن مواجه شدند و نیز همان غربتی بودند که امیرالمؤمنین میدیدند.
۱: مرثیه امیرالمؤمنین برای یاران شهید در خطبه ۱۸۲ نهجالبلاغه
خود مولا در خطبه ۱۸۲ نهجالبلاغه، که کمتر از یک هفته پیش از ضربت خوردن ایشان ایراد شده است، در باب فقدان یاران بیانی دارند. این خطبه، با وجود اختصار، از معارف بلند است و در بخش پایانی آن حضرت برای اصحاب خویش مرثیهسرایی میشوند.
ایشان در این خط به میفرمایند کسانی که از دنیا رفتهاند، زیان نکردند: «مَا ضَارَّ إِخْوَانَنَا الَّذِینَ سُفِکَتْ دِمَاؤُهُمْ وَ هُمْ بِصِفِّینَ أَلَّا یَکُونُوا الْیَوْمَ أَحْیَاُسُغیً یُصِفِّینَ. یَشْرَبُونَ الرَّنْقَ قَدْ وَ اللَّهِ لَقُوا اللَّهَ فَوَفَّاهُمْ أُجُورَهُمْ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ الْأَمْنِ بَعْدَ خَوْفِ»؛ «برادران ما که در صفین خونشان ریخته شد، از اینکه امروز زنده هستند را جرعهجرعه بنوشند و آب تیره و ناگوار بیاشامند، هیچ زیانی نگرفتند. به خدا سوگند، آنها خدا را ملاقات کردند و خداوند نیز پاداششان را به کمال عطا فرمودند و پس از ترس، آنها را در سرای امن خود جای دادند.»
سپس حضرت اینگونه برای اصحاب خود مرثیه میخوانند: «أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَی الْحَقِّ؟ أَیْنَ عَمَّارٌ؟ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ؟ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ؟»؛ «کجایند برادران من که بر راه حق سوار شدند و بر حق درگذشتند؟ عمار کجاست؟ و ابن تیهان کجاست؟ و ذوالشهادتین کجاست؟»
حضرت این سه شخصیت را نام بردند و سپس میفرمایند: «أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَی الْمَنِیَّهِ؟»؛ «کجایند مانندان و امثال ایشان از برادرانشان که بر مرگ پیمان بسته بودند؟»
در تحلیل حوادث پس از رحلت رسول گرامی اسلام، گاه از غربت امیرالمؤمنین یاد میشود و آن روایت مشهور تکرار میشود که در مقطعی تنها سه نفر بر عهد خود با ایشان باقی ماندند. آیا این وضعیت در برههای رخ داد، اما اینگونه نبود که همگان بر ارتداد باقی بمانند. خیلی پس از لغزشی لحظهای بازگشتند. امیرالمؤمنین یارانی بودند و مدافعانی برای ایشان قیام کردند، اما آن سه تن در اوج وفاداری قرار داشتند.
۲: جایگاه و پیشینۀ ابوهیثم بن تیهان
از جمله دوازده نفری که در اولین جمعه پس از رحلت پیامبر در مسجد ایشان برای دفاع از امیرالمؤمنین به پا خاستند و به جهاد تبیین پرداختند، ابوهیثم بن تیهان بود. «ثُمَّ قَامَ أَبُو الْهَیْثَمِ بْنُ التَّیِّهَانِ»؛ «نام ایشان مالک بن تیهان بود، اما به ابوهیثم شهرت داشت».
پس از آنکه مهاجرین، سیّدالقراء و بزرگ قبیله اوس سخن گفتند، ابوهیثم بن تیهان به سخن پرداخت. ایشان از نخستین مسلمانان مدینه به شمار میروند و اصالتاً اهل یمن بودند که با یکی از قبایل اوس پیمان بسته و از اینرو، جزو اوسیان محسوب میشدند. بر اساس گزارشها، ایشان دوّمین مسلمانی بودند که در مدینه اسلام آوردند. ابوهیثم از جمله افرادی بودند که در پیمان عقبه اوّل و دوّم با رسول گرامی اسلام بیعت کردند و پیامبر در عقبه دوّم، ایشان را به عنوان یکی از دوازده نقیب خود برگزیدند. این نقبا پیش از هجرت پیامبر، به مدینه آمدند و هر یک سرپرستی طایفهای را بر عهده گرفتند و به این ترتیب، زمینه را برای هجرت رسول اکرم فراهم ساختند. ایشان به همراه یازده نقیب دیگر، ابتدا کنترل مدینه را به دست گرفتند و سپس پیامبر هجرت نمودند. بدینوسیله، مدینه به صورت یکپارچه در اختیار رسول خدا قرار گرفت.
با توجه به چنین جایگاه رفیعی، مخالفان شیعه میکوشند تا حضور ایشان را در دوران خلافت امیرالمؤمنین انکار کنند و ادعا میکنند که وی در زمان خلیفه دوّم وفات یافته است. این در حالی است که در خطبه مذکور، امیرالمؤمنین به صراحت از ایشان به عنوان …

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.