مولای موحدان و امیرالمؤمنین، علی، که جان عالمی فدای ایشان باد، در پاسخ به پرسشی که در باب «سخاوت» از ایشان شد، فرمودند: «السخاء ما کان ابتداءً». بر اساس این کلام، سخن گفتن از چشمههای خودجوش است و نیازی به رفع حاجت از سوی محتاج ندارد تا فرد سخی او را بهرهمند کند. سخاوت آن است که به صورت ابتدایی و بدون درخواست پیشین بخشیده شود.
گعده ۱۴۰۴/۰۷/۰۳
۱۰,۰۰۰ تومان
حکمت ۵۳: «وَ قَالَ (علیه السلام): السَّخَاءُ مَا کَانَ ابْتِدَاءً؛ [فَإِذَا] فَأَمَّا مَا کَانَ عَنْ مَسْأَلَهٍ، فَحَیَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ.»
شناخت جایگاه سخاوت و ایثارگرى (اخلاقى، اقتصادى، اجتماعى)
و درود خدا بر او که فرمود: «سخاوت آن است که تو آغاز کنى، زیرا آنچه با درخواست داده مىشود یا از روى شرم و یا از بیم شنیدن سخن ناپسند است.» (ترجمه مرحوم دشتی)
تحلیل مفهوم سخاوت در سیره امیرالمؤمنین و استدلالهای مدافعان ولایت
مقدمه
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین. اللهم صلی الله علیه و آله، لا سیما بقیه الله فی الارضین و لعنه الله علی اعدائهم جمعین من الان الی قیام یوم الدین.
مولای موحدان و امیرالمؤمنین، علی، که جان عالمی فدای ایشان باد، در پاسخ به پرسشی که در باب «سخاوت» از ایشان شد، فرمودند: «السخاء ما کان ابتداءً». بر اساس این کلام، سخن گفتن از چشمههای خودجوش است و نیازی به رفع حاجت از سوی محتاج ندارد تا فرد سخی او را بهرهمند کند. سخاوت آن است که به صورت ابتدایی و بدون درخواست پیشین بخشیده شود.
تفاوت میان سخاوت، حیا و تذمم
در ادامه این تعریف، ایشان تبیین میفرمایند: «فأما ما کان عن مسئله فحیاء و تذمم». فرد کریم و سخی اجازه نمیدهد که نیاز به طرح و سوال بپردازد و نیاز کند. اما آنچه در پاسخ به درخواست صورت میگیرد، ناشی از حیا است. انسان در چنین موقعیتی در معذوریت اخلاقی قرار میگیرد، زیرا فردی نزد او آمده است، درد دل کرده و نیاز دارد. در این حالت، فرد از روی حیا میاندیشد که چون آن شخصیت خود را شکست میدهد، شایسته است چیزی به او عطا شود. این بخشش، «تَذَمُّم» یا «تَکَرُّم» نامیده میشود که به منظور جلوگیری از سرزنش مردم یا برای رهایی از أسرار فرد درخواستکننده انجام میشود. به عبارت دیگر، فرد برای آنکه خود را از ملامت احتمالی دیگران یا سخنی ناشایست از جانب سائل نجات دهد، به او چیزی عطا میکند. در مقابل، انسان سخی پیش از اینکه زبان به سؤال بگشاید، عطا میکند.
سقاوت، به تعبیر رسول گرامی اسلام، از صفات حضرت حق، پروردگار عظیم است: «السخاء خلق من اخلاق الرب العظیم». همچنین، به بیان امام صادق این صفت از اخلاق انبیاست. حضرت امیرالمؤمنین نیز همیشه دستی بخشنده داشت. ایشان، که عالمی فدایشان باد، با زحمت و تلاش مال به دست میآورند و آن را در راه خدا یا وقف میکردند یا میبخشیدند.
نمونههایی از سخنان امیرالمؤمنین
یکی از جلوههای بارز سخنان ایشان، حفر و وقف چاههای آب بود. چهبسیار چاههای جمعیتی که آن حضرت با زحمت فراوان حفر نمودند و به محض رسیدن به آب، پیش از آنکه حتی قطرهای از آن بنوشند، از چاه بیرون آمد و آن را وقف میکرد. بر اساس شواهد ظاهری، موقوفات امیرالمؤمنین باقی مانده است؛ بخشی از آن به نام ایشان و بخش دیگری در تصرف دیگران است که انشاءالله با ظهور امام زمان احیا خواهد شد. در یک منطقه، بیش از ۱۰۰ یا ۱۱۰ چاه، چشمه یا باغ از آنها ثبت شده است که آن حضرت در وصیتنامه خود، آنها را برای فقرای مردم، سادات و در راهماندگان وقف کردهاند.
در روایتی دیگر، نقل شده است که روزی آن حضرت در حال عبور بود و باری بر شتری همراه بود. شخصی: «این بار چیست؟» فرمودند: «اگر خدا بخواهد، صد اصله نخل». آن حضرت هستههای خرما را در زمینی که خود تهیه کرده بودند، به امید بخشش و کرم میکاشتند. این فوقالعاده شگفتانگیز است؛ آنها مالی را که به رایگان به دست میآورند، نمیبخشند. انفاق آنها را برایشان مشکل میکند، بلکه با رنج و کوشش، کرم را میآورند. آنها میفرمودند که هر شب دو رکعت نماز در کنار هر یک از این نخلها میخواندم و با رنج فراوان (با خون دل) این نخلها را به ثمر میرسانند. سپس محصول خرمای آن نخلستان را به فروش میرساند و به آن میرساند که در مقابل مسجد میآوردند. شیوه بخشش ایشان نیز به فرد بود، نه اینکه اعلام کنند هر کس نیازمند است، بیاید تا به او ببخشم، و نه اینکه کیسه را بگشایند و بگویند هرکس میخواهد از آن بردارد. اما آنها سر کیسه را گشودند، انتهای آن را در دست مبارک میگرفتند و آن را میکردند تا مبادا درهم یا دیناری در آن باقی بماند. سپس میفرمودند: «این مال حلال است. هر کس به هر میزانی که میخواهد، بردارد و میکند.» این نمونه از کرم مولا علی است و ما اکنون نیز بر سر سفره کرم ایشان و وارث بر حقشان، حضرت حجه بن الحسن المهدی نشستهایم. البته آن بزرگواران، بر اساس فرموده است، این اخلاق الهی را که ناخواسته عنایت میکنند، اما ما از وارث ایشان میکنیم که از این صفات پسندیده به ما نیز عطا فرمایند تا در حسرت سخنان نمانیم و به بخل، که از صفات قوم لوط است، بیمار نشویم. قوم لوط به مهمانان خود آذر میرساندند تا مبادا بار مهمانی به دیارشان بازگردد. یعنی بخیل بودند. خداوند از انسان کریم، ولو کافر یا سامری باشد، استقبال میکند و از انسان بخیل، هر که باشد، بیزار است و او را عقاب خواهد کرد. قوم لوط …


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.