گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۲۸

۷,۰۰۰ تومان

مولی‌الموحدین، امیرالمؤمنین، در حکمت هفتادوسوم از حکمت‌های نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «مَنْ نَصَّبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِماماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ.»؛ هر فردی که خود را در جایگاه امامت و پیشوایی مردم قرار می‌دهد، خواه امامت یک جامعه، امامت جمعه، امامت محله و مسجد، یا حتی رهبری در خانواده و مدرسه، بایستی پیش از تعلیم دیگران، به تعلیم و تربیت نفس خود بپردازد. این اصلی بنیادین در هر حرفه و جایگاهی است. برای مثال، فردی که در یک نانوایی یا زرگری شاگردی می‌کند، نمی‌تواند ابتدا در جایگاه استادی قرار گیرد و به دیگران آموزش دهد، بلکه باید ابتدا دوره‌های لازم را گذرانده و مهارت کسب کند. امیرالمؤمنین همین اصل را در باب امامت نیز صادق می‌دانند.

حکمت ۷۳: وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، [فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ] فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ؛ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ؛ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا، أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ‏.

و درود خدا بر او، فرمود: کسى که خود را رهبر مردم قرار داد، باید پیش از آن‌که به تعلیم دیگران پردازد، خود را بسازد، و پیش از آن‌که به گفتار تربیت کند، با کردار تعلیم دهد، زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند، سزاوارتر به تعظیم است از آن‌که دیگرى را تعلیم دهد و ادب بیاموزد. (ترجمه مرحوم دشتی)

بخش نخست: شرح حکمت ۷۳ نهج‌البلاغه و وقایع پس از رحلت نبی اکرم

۱: تبیین شروط امامت و رهبری بر اساس حکمت ۷۳

مولی‌الموحدین، امیرالمؤمنین، در حکمت هفتادوسوم از حکمت‌های نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «مَنْ نَصَّبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِماماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ.»؛ هر فردی که خود را در جایگاه امامت و پیشوایی مردم قرار می‌دهد، خواه امامت یک جامعه، امامت جمعه، امامت محله و مسجد، یا حتی رهبری در خانواده و مدرسه، بایستی پیش از تعلیم دیگران، به تعلیم و تربیت نفس خود بپردازد. این اصلی بنیادین در هر حرفه و جایگاهی است. برای مثال، فردی که در یک نانوایی یا زرگری شاگردی می‌کند، نمی‌تواند ابتدا در جایگاه استادی قرار گیرد و به دیگران آموزش دهد، بلکه باید ابتدا دوره‌های لازم را گذرانده و مهارت کسب کند. امیرالمؤمنین همین اصل را در باب امامت نیز صادق می‌دانند. ایشان در ادامه، این روند را به شیوه‌های شگرف و دقیق مرحله‌بندی می‌کنند: «وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسانِهِ.» در مرحله دوّم، تأدیب و تربیت دیگران باید از طریق سیره و رفتار عملی او صورت پذیرد، پیش از آن‌که با زبان به این امر مبادرت ورزد. آراستگی رفتار و منش اوست که باید دیگران را تربیت کند.

«وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ.» فردی که به تعلیم و تأدیب نفس خویش می‌پردازد و اهل تهذیب و اخلاق است، نسبت به کسی که تنها دیگران را تعلیم و تأدیب می‌کند، برای تجلیل، تکریم و احترام، شایسته‌تر است. چنین شخصی، حتی اگر شاگردی نباشد و کسی را تربیت نکند، یک معلم بزرگ به شماره می‌آید، زیرا خود را تربیت می‌کند و شاگرد او، نفس خودش است.

روایت اوّل: درسی از فروتنی یکی از مراجع تقلید

در این زمینه، برای قریب به ذهن، روایتی از یکی از مراجع عظام نقل می‌شود. ایشان می‌فرمودند: «اگر وارد مجلس أهل‌البیت شدید و می‌بینید که هرکس به کاری مشغول است و وظیفه‌اش را برای شما باقی می‌گذارد، کفش‌های خود را به عنوان خادم جفت کنید و می‌بینید: چون به مجلس أهل‌البیت آمده‌ام، کفش‌های خود را جفت می‌کنم.»

این کلام امیرالمؤمنین نیز همین معناست که فردی که به خودسازی می‌پردازد، برای کسب احترام، در اولویت قرار دارد.

۲: تحلیل وقایع پس از رحلت رسول اکرم

در این بخش، به ادامه حدیث بلندی که امام صادق برای ابان بن تغلب روایت فرمودند، می‌پردازیم. شایسته است از حاضرین در این مسجد، که به نام حضرت معصومه مزین است، و به ویژه از امام جماعت محترم، که با حوصله و زمینه اشتیاق را برای قرائت کامل بیانات دوازده نفر از نقبای امیرالمؤمنین ارائه کردند، تشکر کنم. قرائت این حدیث روز گذشته به پایان رسید، اما ادامه آن در کتاب بحارالانوار موجود است.

در انتهای آن حدیث، امیرالمؤمنین فرمودند که مردم ایشان را تنها گذاشتند و گفتند: «تو با خدای خود به جنگ برو و ما در خانه منتظر می‌مانیم تا ببینیم چه رخ خواهد داد.» پس از این سکوت، حضرت فرمودند: «وَاللَّهِ لَا أَدْخُلُ إِلَّا لِزِیَارَهِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَوْ لِحَاجَهٍ.»؛ «به خدا سوگند دیگر وارد مسجد نمی‌شوم مگر برای زیارت رسول خدا یا برای حاجتی». مخالفان می‌دانستند که امیرالمؤمنین چه سوگند جلاله یاد کنند و چه نکنند، بر عهد خود استوار هستند، لذا از این جهت آسوده‌خاطر شدند.

الف. تلاش‌های امیرالمؤمنین برای احقاق حق

اگرچه زمان‌بندی دقیق حوادث پس از رحلت رسول اکرم دشوار است، اما بر اساس قرائن تاریخی می‌توان مراحل زیر را ترسیم نمود:

۱: «دعوت سه‌روزه و مخفیانه از خواص»: امیرالمؤمنین به مدت سه روز، به صورت شبانه و مخفیانه، با همراهی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا، خواص را برای یاری و قیام دعوت کردند. سلمان فارسی نقل می‌کند که امیرالمؤمنین به همراه امام حسن، امام حسین و حضرت زهرا شبانه به در خانه همه خواص رفتند، اما در هر سه شب، آن‌ها وعده یاری در فردا را دادند و در نهایت جز چهار نفر کسی به یاری ایشان نیامد.

۲: «دعوت سه‌روزه و علنی از عموم»: پس از ناامیدی از خواص، از روز پنجم تا هشتم، مسجد در اختیار امیرالمؤمنین قرار گرفت. ایشان در این سه روز به صورت علنی، حداقل دو خطبه رسمی ایراد فرمودند: «خطبه الوسیله» که خطبه‌ای بلند است و «خطبه الشقشقیه». در این دو خطبه، حضرت مردم را به سوی خود دعوت کرده، خواستار قیام شدند و حق خود را فریاد زدند تا همگان، اعم از عوام و خواص، آگاه شوند.

ب. صبر امیرالمؤمنین در شرایط دشوار

پس از آن‌که هیچ‌کس به دعوت حضرت پاسخ نداد، ایشان فرمودند که…

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۲۸”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا