اصول
1: اصل «محور» دیدن مقاصدِ یقینی و تعیینی (و نه صرفاً مورد اهتمام یافتن آن) در تشریع احکام شرعی[1]
2: اصل عامل تمایز علوم اسلامی و غیر اسلامی بودن مقاصد الشریعه[2]
۱۱,۰۰۰ تومان
اصول
۱: اصل «محور» دیدن مقاصدِ یقینی و تعیینی (و نه صرفاً مورد اهتمام یافتن آن) در تشریع احکام شرعی[۱]
۲: اصل عامل تمایز علوم اسلامی و غیر اسلامی بودن مقاصد الشریعه[۲]
۳: اصل ابزار مهندسی تولید علوم انسانی ـ اسلامی دیدن مقاصد الشریعه[۳]
۴: اصل لزوم تعریف تمایز علوم بر اساس مقاصد شریعت واقعیِ یقینی و تعیینی و نه بر اساس صرف مسائل[۴]
۵: اصل گذردهنده بودن مقاصد یقینی و تعیینی شریعت از علم سکولار به علوم قدسی بودن[۵]
[۱]. مقاصدالشریعه صرفاً نکاتی که شارع به آنها اهتمام داشته نیستند؛ بلکه احکام بر محور این مقاصد شکل میگیرند و این محوریت باید با قطعیت و از طریق ادله معتبر شرعی احراز شود. بدون اثبات یقینی و تعیین محوریت هر مقصد، نمیتوان انتظار داشت که احکام پیرامونی بهدرستی و مطابق غایت شریعت استنباط شود. صرف توجه شارع به یک نکته، کفایت نمیکند و باید مشخص شود که آن مقصد، معیار اصلی و تعیینی در تشریع احکام است. تضمین نظم و اعتبار احکام، مستلزم شناخت قطعی و محوری مقاصد است، نه برداشتهای گمانهای یا نسبی.
[۲]. مقاصدالشریعه زمانی میتوانند معیار تمایز علوم اسلامی از غیر اسلامی باشند که اثبات قطعی و محوریت آنها در تشریع احکام مشخص شده باشد. صرف همسو بودن یک علم با برخی غایات کلی، کفایت نمیکند و نمیتوان آن را اسلامی دانست. بنابراین، تنها مقاصدی که بهطور یقینی و تعیینی در احکام نقشآفرین هستند، میتوانند ملاک معتبر برای تعیین اسلامی بودن علوم باشند. این اصل بر ضرورت شناخت دقیق و قطعی محور مقاصد تأکید دارد تا از تداخل و برداشتهای نسبی جلوگیری شود و مرز علمی روشن باقی بماند.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.