مهدویت ۱۴۰۴/۰۷/۱۰

۱۱,۰۰۰ تومان

مفهوم این حکمت آن است که ثروت، ثروتمند ذاتاً و در مبدأ خود سرچشمه شهوات نیست، اما این قابلیت و استعداد را داراست که در مسیر ارضایی اموال نفسانی به کار گرفته شود. بر این اساس، همیشه باید این نگرانی و نگرانی به مال وجود داشته باشد. نباید چنین پنداشت که هر ثروتی انسان را به خیر و صلاح فرا می‌خواند. بالعکس، ثروت این امکان را فراهم می‌آورد که به انسان قدرتی ببخشد که از تهذیب نفس نمی‌تواند او را به سوی شهوات سوق دهد. چه بسیار افرادی که به واسطه همین مال بی‌زبان، دنیا و خود را به تباهی کشنده‌اند.

Category:

حکمت ۵۸: «وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَالُ مَادَّهُ الشَّهَوَاتِ.»

توانگرى و شهوت‌ها (اخلاقى):

و درود خدا بر او، فرمود: ثروت، ریشه شهوت‌هاست. (ترجمه مرحوم دشتی)

مولای موحدان، امیرالمؤمنین در حکمت پنجاه و هشت نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «الْمالُ مَادَّهُ الشَّهَوَاتِ»؛ «ثروت، ماده و اساس شهوت‌هاست.»

بخش اوّل: مفهوم «المال ماده الشهوات»

۱: ماهیت دوگانه ثروت و زمینه انحراف

مفهوم این حکمت آن است که ثروت، ثروتمند ذاتاً و در مبدأ خود سرچشمه شهوات نیست، اما این قابلیت و استعداد را داراست که در مسیر ارضایی اموال نفسانی به کار گرفته شود. بر این اساس، همیشه باید این نگرانی و نگرانی به مال وجود داشته باشد. نباید چنین پنداشت که هر ثروتی انسان را به خیر و صلاح فرا می‌خواند. بالعکس، ثروت این امکان را فراهم می‌آورد که به انسان قدرتی ببخشد که از تهذیب نفس نمی‌تواند او را به سوی شهوات سوق دهد. چه بسیار افرادی که به واسطه همین مال بی‌زبان، دنیا و خود را به تباهی کشنده‌اند. این پدیده در اجتماع و در طول تاریخ مکرراً مشاهده شده است؛ افرادی که از مال و رفاه فراوان برخوردار بودند، اما همین اطمینان، ایشان را به بیراهه کشاند و در نهایت کار از دستشان خارج شد. البته باب توبه همیشه مفتوح است، اما آن فرد نیز در ارزیابی کارنامه خود، نمره قبولی برای خود قائل نیست.

۲: حکایات عبرت‌آموز در باب ثروت

حکایت اوّل: جوان پیشیمان

روایت شده است که جوان متمولی از گذشته خویش پشیمان بود و علی‌رغم اقرار به خطاهای خود، همیشه حسرت ایام سپری‌شده را می‌خورد و اذعان داشت که آن مال زیاد جز آفتی برای او به ارمغان نیاورده بود.

حکایت دوّم: جوان لذت‌جو

همچنین، از جوان ثروتمند دیگری پرسیدند که علت گردآوری این حجم از سرمایه چیست؟ وی پاسخ داد: «تفریحات دنیوی پُرهزینه است و برای بهره‌مندی از آن‌ها، به ثروت انبوهی نیاز دارد.» این نگرش نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در مسیرهایی ثروتمند شد که اولویت و اصالت معنوی دارند.

امیرالمؤمنین بیان می‌دارند که ثروت از جهت مبدأ، شاید عصاره کار و تلاش باشد، اما پرسش اصلی این است که در نهایت، در چه مسیری و برای چه هدفی به مصرف می‌رسد؟

بخش دوّم: تبیین وقایع پس از رحلت رسول اکرم

۱: خطبه ابوذر اسلمی و اتمام حجّت با ابوبکر

پس از مقداد، ابوذر اسلمی به پا خاست و خطاب به ابوبکر، او را به شکلی کاملاً شفاف به توبه دعوت کرد. وی با یادآوری وقایع گذشته، چنین گفت: «آیا فراموش کرده‌ای که رسول گرامی اسلام در زمان حیات خویش بارها امر فرمودند که به علی به عنوان امیرالمؤمنین سلام کنید؟»

او در ادامه سخنانش افزود: «فَاتَّقِ اللَّهَ وَ تَدارَکْ نَفْسَکَ قَبْلَ أَنْ لَا تُدْرِکَهَا مِمَّا یَهْلِکُهَا»؛ «تقوای الهی پیشه کن و نفس خود را پیش از این‌که ممکن است از دست برود و در نتیجه شدن هلاکتش می‌گیر آید، دریاب.»

«وَ رُدَّ الْأَمْرَ إِلَی مَنْ هُوَ أَحَقُّ بِهِ مِنْکَ»؛ «و این امر [خلافت] را به کسی که از تو به آن سزاوارتر است، بازگرداند.» شگفت‌آور است که انسان به جایگاهی برسد که حقانیت دیگری را درک کند، اما حاضر به کناره‌گیری نباشد.

«وَ لَا تَتَمَادَ فِی اغْتِصَابِهِ.»؛ «و این منبری را که غصب کرده است، از این ادامه مده.»

«وَاسْلَمْ وَ أَنْتَ تَسْتَطِیعُ أَنْ تَسْلَمَ»؛ «خود را تسلیم حق کن، در حالی که اکنون این کار را می‌کند.» من از سر دلسوزی، حجّت را بر تو تمام کردم و راه نجات را به تو نشان دادم. پس تو نیز جوانمردی کن و یاور و پشتیبان مجرمان مباش و این غائله را به صلاح خاتمه بخش.

۲: تغییر رویکرد و خطابه عمار یاسر به مردم

پس از ابوذر، عمار یاسر به سخن پرداخت، اما خطاب او دیگر متوجه ابوبکر نبود، بلکه مردم و به ‌ویژه «معشر قریش» و عموم حاضران در مسجد را مخاطب قرار داد. از این تغییر رویکرد چنین برمی‌آید که این اصحاب، مسیری سلسله‌وار و هدفمند را برای تبیین حقیقت برگزیده بودند. تا این مرحله، …

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مهدویت ۱۴۰۴/۰۷/۱۰”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا