بحث حاضر، تبیین یکی از القاب حضرت امام عصر، یعنی «آیه» بودن ایشان است. همانگونه که در برخی ادعیه به این نام اشاره شده است، حقیقت «آیه»، واقعیتی است که بر وجود یک نماد یا شخصیتی دلالت دارد که تجلّیگاه حقیقتی از حقایق الهی است. این بحث به بررسی این پرسش میپردازد که آیا مبدأ این «آیه» است، وجود علامتی در بُعد جسمانی و بدن است یا خیر.
مهدویت ـ ۱۴۰۴/۰۸/۰۵
۵,۰۰۰ تومان
تبیین مفهوم «آیه» بودن امام عصر
الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا اباالقاسم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین، لا سیما بقیه الله فی الارضین (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ائمه اعظم الشریف، آن واللعین. قیام یوم الدین.
بحث حاضر، تبیین یکی از القاب حضرت امام عصر، یعنی «آیه» بودن ایشان است. همانگونه که در برخی ادعیه به این نام اشاره شده است، حقیقت «آیه»، واقعیتی است که بر وجود یک نماد یا شخصیتی دلالت دارد که تجلّیگاه حقیقتی از حقایق الهی است. این بحث به بررسی این پرسش میپردازد که آیا مبدأ این «آیه» است، وجود علامتی در بُعد جسمانی و بدن است یا خیر.
فصل اوّل: ماهیت «آیه» و ارتباط آن با بُعد جسمانی
«آیه» در این معنا، علامت شگفتانگیزی است که در بدن ظاهر میشود و حقیقتی از حقایق عالم هستی را بازگو میکند. هر شخصیتی که مصداق «آیه» باشد، لاجرم باید واجد چنین علامتی باشد.
۱: آیتالله به مثابه صاحب نشانههای جسمانی
بر این اساس، عنوان «آیتالله» به فردی اطلاق میشود که در جسم او علائم خاصی وجود داشته باشد و آن علائم، بر وجود حقایقی الهی یا بر خود أهلالبیت دلالت کند.
۲: دلالت واژه «ابن» بر ارتباط جسمانی
در ادعیه و زیارات، عباراتی مانند «یابن الدلائل الظاهرات»، «یابن الآیات البینات»، «یابن یاسین و الذاریات»، «یابن طه و المحکمات» و «یابن الطور و العادیات» به کار رفتهاند. وجود کلمه «ابن» (فرزند) در این عبارات، خود مؤید آن است که مفهوم «آیه» با یک علامت بدنی و جسمانی پیوند دارد، زیرا رابطه «بُنُوَّت» و «ابنیت» حقیقتی است که در مرتبه جسمانی و ترابیه (خاکی) انسان را مییابد و اگر این ارتباط جسمانی وجود ندارد، از واژه «ابن» بدون وجه استفاده میشود.
۳: نشانه های جسمانی در اولیای الهی
پیامبر اکرم: آنها علامتی در شانه مبارک خود داشتند.
امام زمان: آنها نیز ویژگی بر گونه مبارک خود دارند.
جسم لطیف در هنگام مرگ: حتی بدن جسمانی لطیف انسان در هنگام احتضار میتواند علائمی باشد، مانند رایحهای که از آن متصاعد میشود، عطر زیارت عاشورا یا ولایت أهلالبیت را نشان میدهد. در این حالت، بدن خود را به یک «آیه» گویا تبدیل میشود. این علائم، معرف آن شخصیتهاست و اگر حقیقتی بخواهد معرفی شود، باید علامتی در بُعد جسم و بدن داشته باشد.
* * *
فصل دوّم: مصادیق و شواهد تجربی بر تجلی «آیه» در بُعد جسمانی
آثار معنوی و روحانی بر جسم انسان تأثیر مستقیم دارند. این تأثیرات، چه در زیبایی، چه در رایحه و چه در سلامت بدن متجلّی میشوند و خود مصداق «آیه» هستند. در ادامه به ذکر حکایاتی در این باب پرداخت میشود.
حکایت اوّل: رایحه صلوات (داستان آیتالله علی معصومی همدانی)
حکایتی از مرحوم آیتاللهالعظمی شیخ علی معصومی همدانی، که از بزرگان و عباد صالح الهی بودند، نقل شده است. ایشان با وجود وجود، از مقام مرجعیت، از مطرح شدن نام مرحوم آیتالله بروجردی، مرجعیت خویش را کنار نهاده و همگان را به ایشان ارجاع دادند.
روزی ایشان در مجلسی خود متوجه ورود شخصی شدند که رایحههای خاص و منحصر به فرد از او به مشام میرسید. عطری که دیگران استشمام نمیکردند. توجه آیتالله معصومی به آن فرد جلب شد و پس از خروج دیگران، از او خواستند که صبر کنند. سپس خطاب به وی فرمودند: «این بویی که در دهان توست از کجاست؟» آن شخص ابتدا انکار کرد، اما ایشان فرمودند: «دهان تو بوی خاصی دارد که رایحه پیامبر گرامی اسلام است»، لب به سخن گشود و گفت: «بله، همینطور است. من در زندگی خود به طور مداوم بر پیامبر گرامی اسلام صلوات میفرستم. در هر حالی، چه در مغازه و چه در خانه، حتی در میان گفتگو با خانواده، از هر فرصتی برای ذکر صلوات استفاده میکنم. شبی در عالم رؤیا، رسول گرامی اسلام را به همراه دو تن دیگر مشاهده کردم. ما سه نفر بودیم. پیامبر پیش آمدند و پرسیدند: «کدام یک از شما بیش از همه صلوات میفرستد؟» ما از روی حجب و حیا سکوت کردیم. ایشان سؤال خود را سه مرتبه تکرار کردند و چون پاسخی نشنیدند، جلو آمدند و …


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.