گعده ۱۴۰۴/۰۷/۰۶

۱۵,۰۰۰ تومان

مولای موحدین و امام صابران، امیرالمؤمنین علی، در حکمت پنجاه و پنجم از حکمت‌های بلند نهج‌البلاغه، صبر را به دو قسم تقسیم می‌کنند و این‌گونه به شاگردان مکتب خود آموزش می‌دهند: «وَ قَالَ (علیه السلام): الصَّبْرُ صَبْرَانِ، صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ، وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ». بر این اساس، صبر بر دو نوع و دو قسم است:

Category:

حکمت ۵۵: «وَ قَالَ (علیه السلام): الصَّبْرُ صَبْرَانِ، صَبْرٌ عَلَى مَا تَکْرَهُ، وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ.»

تحلیل حکمت پنجاه و پنجم نهج البلاغه: صبر و تجلی آن در سیره امیرالمؤمنین (علیه السلام)

مقدمه: تبیین اقسام صبر

«أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ، سِیَّمَا بَقِیَّه، سِیَّمَا بَقِیَّه. لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ.

مولای موحدین و امام صابران، امیرالمؤمنین علی، در حکمت پنجاه و پنجم از حکمت‌های بلند نهج‌البلاغه، صبر را به دو قسم تقسیم می‌کنند و این‌گونه به شاگردان مکتب خود آموزش می‌دهند: «وَ قَالَ (علیه السلام): الصَّبْرُ صَبْرَانِ، صَبْرٌ عَلَى مَا تَکْرَهُ، وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ». بر این اساس، صبر بر دو نوع و دو قسم است:

قسم اوّل؛ صبر بر آن امری است که برای شما ناخوشایند است و آن را دوست نمی‌دارید، به جهت رضای خداوند بر آن شکیبایی می‌ورزید.

قسم دوّم؛ صبر در مقابل امور است که به آن‌ها علاقه‌مندید و دوستشان می‌دارید. به عنوان مثال، برای سفری که دوست دارید، به خاطر خداوند از آن سفر چشم‌پوشی می‌نمایید، یا حضور در مجلسی داشته باشید، اما به این دلیل که احکام الهی در آن مجلس رعایت نمی‌شود، از شرکت در آن صرف نظر کرده و با خداوند می‌شود. بدین‌ترتیب، از آن‌چه دوست دارید می‌گذرید، صبر پیشه کرده و به سوی آن نمی‌روید.

اساتید محترم حاضر در جلسه، ان‌شاءالله پس از این سخنرانی توضیح بیشتری در باب تفاوت میان «صبرٌ عَلی ما تَکرَه» و «صبرٌ عَمّا تُحِب» ارائه خواهند کرد.

نمونه‌های صبر بر ناملایمات در سیره امام علی

برای تبیین قسم اوّل، یعنی «صبرٌ عَلی ما تَکرَه»، نمونه‌ای از سیره عملی مولا علی است که حقیقتاً «امام الصابرین» هستند، اشاره می‌شود. هر شهرت در باب صبر به امام زین‌العابدین اختصاص یافته است، اما تمامی ائمّه ما، به ‌ویژه امیرالمؤمنین صبور بوده‌اند. آن‌ها خود می‌فرمایند که با آن‌ها گل در چشم‌ها، پلک خود را فروبستند و در حالی که استخوان در گلویشان بود، شربت ناگواری‌ها را بردند و صبر کردند. چنان صبری که به فرموده ایشان برایشان از شکافته شدن قلب با شمشیر نیز سخت‌تر بود.

ایشان از جریانی که پس از رحلت پیامبر رخ داد، اکراه بود. در آن مقطع، کلامی به امیرالمؤمنین گفتند که چنان دل آن‌ها را از خود ساختند که می‌فرمایند: «چنان صبر کردم که گویی شمشیری قلب مرا شکافته است.» به ایشان گفتند: «حق با توست. اگر می‌توانی، برو و حقّ خود را بستان، و اگر نمی‌توانی، از غصه بمیر.» آقا می‌فرمایند که این‌گونه با من رفتار کردند.

حقیقتاً انسان شرمسار می‌شود که بشر تا این حد به جهالت و بی‌خبری از خداوند گرفتار آید که با چنین مقامی که می‌بایست نزد او بروند و التماس می‌کنند که: «آیا امکان دارد شما رهبری ما را بر عهده بگیرید؟» این‌گونه می‌شوند. در مقابل، او بیاید و از آن‌ها حقی را درخواست کند که خداوند برای او بیان داشته باشد، همگان آن را پذیرفته و بر آن بیعت کرده‌اند، و آن‌ها این‌طور پاسخ دهند که: «خودت برو و حقت را بگیر، وگرنه از غصه بمیر». نمی‌دانم آیا می‌توانم این افراد را لعن کنم یا خیر. از این کار پرهیز می‌کنیم، زیرا شاید برخی که بعداً توبه کرده و به محضر ایشان بازگشته‌اند، در میان آن جمعیت بوده‌اند. با این حال، واقعاً دل انسان برای امیرالمؤمنین به درد می‌آید که با چه امتی بود.

قیاس امّت گذشته با امّت امروز در برابر امام زمان خویش

البته نباید به گونه‌ای سخن گفت که گویی ما خود با امام زمان رفتار بهتری داریم. ما نیز امام زمان را رها کرده‌ایم. آن‌ها خود برای فرج خود دعا کنند، صبح و شام زانوی غم در بغل گیرند. او که وارث ذوالفقار است، اشک بریزد و مانند مادران فرزند از‌دست‌داده، در خفا بنشیند و اشک بریزد. به راستی این وضعیت در شأن امام زمان و در شأن شیعیان ایشان نیست که این غیبت بیش از هزار و صد سال به درازا بکشد و امّت این‌گونه باشد. ما در این زمینه از امّت نوح پیشی گرفته‌ایم؛ آنان نتوانستند پس از ۹۵۰ سال با حضرت نوح بیعت کنند و غیبت امام ما از هزار و صد سال نیز فراتر رفته است. خداوند توفیق خدمت‌گزاری به امام زمان را به ما عنایت فرماید. مبادا که دل ایشان از ما آزرده باشد!

روایت دفاع شجاعانه مقداد از حقّ ولایت

و اما در خصوص حوادث پس از رسول گرامی اسلام، اکنون به بررسی سخنان حضرت مقداد می‌پردازیم تا تفاوت آن با بیانی که دل امیرالمؤمنین را آزرد، تبدیل کند. پیش‌تر اشاره شد که در اولین جمعه پس از شهادت پیامبر، دوازده تن از حامیان امیرالمؤمنین برای دفاع از ایشان به پا خاستند. پس از آن سه یا چهار نفر تذکراتی دادند، مقداد خطاب به ابوبکر گفت: …

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گعده ۱۴۰۴/۰۷/۰۶”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا