در حکمت هفتادویکم که به نوعی مفسر حکمت پیشین است، میفرمایند: «إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلَامُ». در حکمت قبل، بیان شد که جاهل دچار افراط و تفریط است. در این حکمت بیان میشود که فرد عاقل، سخنان خود را سنجیده و حسابشده بیان میکند. از اینرو، ممکن است دیگران را فردی کمحرف کنند، در حالی که این کمسخنی، کمال عقل اوست. فرد عاقل به علت عقلانیت، کلام را مدیریت میکند و از سخنان بیهوده پرهیز مینماید. مفهوم «نَقَصَ الْکَلام» به معنای امتناع از بیان کلام حق نیست، بلکه به معنای پرهیز از سخنان نادرست و غیرضروری است. این دو حکمت، اصولی برای شناخت جاهل و عاقل میدهند: جاهل با افراط و تفریط، و عاقل با کلام سنجیده میشود.
گعده علمی ـ ۱۴۰۴/۰۷/۲۶
۷,۰۰۰ تومان
حکمت ۷۰: وَ قَالَ (علیه السلام): لَا [یُرَى الْجَاهِلُ] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً.
و درود خدا بر او که فرمود: نادان را یا تندرو یا کندرو مىبینى.
مقدمه: تبیین حکمتهای نهجالبلاغه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، سِیَّما بَقِیَّهِ اللَّهِ فِی الْأَرَضِینَ، وَ لَعْنَهُ اللَّهِ عَهِعَی. أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قِیَامِ یَوْمِ الدِّینِ.
با توجه به عدم توفیق در جلسه روز پنجشنبه، مروری اجمالی بر حکمت هفتادم و سپس حکمت هفتادویکم نهجالبلاغه شریف داشته باشیم.
۱: حکمت هفتادم: ویژگیهای فرد جاهل
امیرالمؤمنین میفرمایند: «لَا تَرَی الْجاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً». بر اساس این حکمت، فرد جاهل همیشه از مسیر اعتدال خارج است. او به دلیل جهل و عدم شناخت راه صحیح و مستقیم، یا به افراط (زیادهروی) و یا به تفریط (کوتاهی) گرایش دارد. در مقابل، این فرد عالم است که راه اعتدال و صراط مستقیم را طی میکند.
۲: حکمت هفتادویکم: ویژگیهای فرد عاقل
در حکمت هفتادویکم که به نوعی مفسر حکمت پیشین است، میفرمایند: «إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلَامُ». در حکمت قبل، بیان شد که جاهل دچار افراط و تفریط است. در این حکمت بیان میشود که فرد عاقل، سخنان خود را سنجیده و حسابشده بیان میکند. از اینرو، ممکن است دیگران را فردی کمحرف کنند، در حالی که این کمسخنی، کمال عقل اوست. فرد عاقل به علت عقلانیت، کلام را مدیریت میکند و از سخنان بیهوده پرهیز مینماید. مفهوم «نَقَصَ الْکَلام» به معنای امتناع از بیان کلام حق نیست، بلکه به معنای پرهیز از سخنان نادرست و غیرضروری است. این دو حکمت، اصولی برای شناخت جاهل و عاقل میدهند: جاهل با افراط و تفریط، و عاقل با کلام سنجیده میشود.
* * *
بخش اوّل: وقایع پس از شهادت رسول اکرم
۱: اختلال در اوّلین نماز جمعه پس از سقیفه
اوّلین نماز جمعه به امامت ابوبکر، در پی بیانات دوازده تن از یاران امیرالمؤمنین دچار اختلال شد و ابوبکر قادر به ادامه سخنرانی نشد. این دوازده نفر، که همگی از اصحاب برجسته بودند، ابوبکر را به ظلم و جنایتی که مرتکب شد، به توبه و بازگرداندن حق به صاحب اصلی آن فراخوانندند. آنها از حقانیت امیرالمؤمنین آگاه هستند و نمیتوانند ادعای جهل کند. با این حال، ابوبکر نه تنها توبه نکرد و نامی از امیرالمؤمنین نبرد، بلکه مسئولیت را به مردم بازگرداند و گفت: «أَقِیلُونِی، أَقِیلُونِی»؛ «بیعت خود را از من پس بگیرید». او با این کلام، مشروعیت خود را به عدم مخالفت مردم منوط کرد و چنین القا کرد که اگر ولایت خود را پس نگیرند، خلافت او مستقر خواهد بود. در این هنگام، عمر بن خطاب برخاست، دست او را گرفت و از منبر پایین آورد و او را مورد توبیخ ظاهری قرار داد.
۲: تثبیت قدرت با بهرهبرداری از ارتش
پس از این واقعه، ابوبکر به مدت سه روز در خانه ماند. پس از این سه روز، او به تنهایی بر منبر نرفت، بلکه با حمایت چهرههای سرشناس و در حالی که شمشیرهای خود را از نیام بیرون کشیده بودند، حاضر شد. مثل عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، طلحه بن عبیدالله و سعد بن ابیوقاص که از قبایل بودند، او را همراهی میکردند.
همزمان، عمر بن خطاب نیز به همراه افرادی چون خالد بن ولید، معاذ بن جبل و سالم مولی ابیحذیفه، هر یک با سپاهی متشکل از هزار نفر، در کوچهها و خیابانهای مدینه مستقر شدند. بر اساس روایتی از امام صادق، چهار هزار نیروی شمشیرزن آماده شدند و هفت تن از بزرگان، حلقه محافظان ابوبکر را تشکیل دادند. در حالی که امیرالمؤمنین دوازده حامی داشت، ابوبکر از حمایت هفت تن از سران قبایل برخوردار بود.
۳: تهدید یاران امیرالمؤمنین و پایان آزادی بیان
پس از استقرار نیروهای نظامی، عمر در آستانه مسجد ایستاد و فریاد برآورد:
«وَاللَّهِ یَا أَصْحَابَ عَلِیٍّ، لَئِنْ ذَهَبَ رَجُلٌ مِنْکُمْ یَتَکَلَّمُ بِالَّذِی تَکَلَّمَ بِهِ بِالْأَمْسِ، لَنَأْخُذَنَّ الَّذِی فِیهِ عَیْنَاهُ»؛ «ای یاران علی! به خدا سوگند، اگر فرد دیگری از شما سخنانی را که پیشتر بیان کردید، تکرار کند، سر او را از تنش جدا خواهیم ساخت.»
۴: پاسخ قاطع اصحاب و مدیریت امیرالمؤمنین
نخستین کسی که در دفاع از مولا برخاست، خالد بن سعید بود. او…

























































نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.